زیر آفتاب سوزان اهواز؛ کودکانی که در خیابان جا ماندند

      دیدگاه‌ها برای زیر آفتاب سوزان اهواز؛ کودکانی که در خیابان جا ماندند بسته هستند

داریوش صادقی/ فعال صنفی معلمان اهواز

اهواز را همه با گرمای سوزانش می‌شناسند؛ شهری که تابستان‌هایش گاهی آن‌قدر داغ می‌شود که نفس‌کشیدن در خیابان هم دشوار است. اما در میان این گرمای طاقت‌فرسا، کودکانی هستند که به جای بازی در حیاط خانه و نشستن پشت نیمکت مدرسه، ساعت‌های طولانی را در خیابان سپری می‌کنند.

کودکی را تصور کنیم که هنوز باید دفتر و مداد در دست داشته باشد، اما در چهارراه‌ها دستمالی برای پاک‌کردن شیشه خودروها یا کالایی برای فروش در دست گرفته است. آفتاب بی‌رحمانه بر صورت کوچک او می‌تابد و او، با وجود خستگی، باز هم چشم به خودروهای عبوری می‌دوزد؛ شاید کسی چیزی از او بخرد.

پشت چهره هر کودک کار، داستانی وجود دارد؛ داستانی که شاید از فقر، مشکلات خانوادگی یا نبود فرصت‌های مناسب آغاز شده باشد. اما هرچه دلیل آن باشد، یک حقیقت تلخ باقی می‌ماند: کودکی که باید آینده‌اش را در مدرسه بسازد، امروز برای گذران زندگی در خیابان کار می‌کند.

گرمای اهواز این رنج را چند برابر می‌کند. وقتی بزرگسالان برای چند دقیقه ماندن در هوای گرم به دنبال سایه و آب خنک هستند، تصور کنیم یک کودک چگونه ساعت‌ها زیر آفتاب کار می‌کند. او شاید خسته باشد، شاید تشنه باشد و شاید دلش بخواهد فقط چند ساعت مثل دیگر کودکان بازی کند؛ اما زندگی او را زودتر از موعد بزرگ کرده است.

کودکان کار تنها مسئولیت خانواده یا یک سازمان نیستند؛ این موضوع مسئولیت همه جامعه است. حمایت از خانواده‌های نیازمند، فراهم‌کردن امکان تحصیل، ایجاد شرایط امن برای کودکان و توجه جدی به مشکلات اقتصادی می‌تواند راهی برای بازگرداندن این کودکان به زندگی عادی باشد.

شاید وقتی از کنار یک کودک کار عبور می‌کنیم، فقط چند ثانیه او را ببینیم؛ اما همان چند ثانیه می‌تواند یادآور یک سؤال بزرگ باشد: چرا کودکی باید در گرمای اهواز به جای بازی، کار کند؟

کودکان، آینده هر سرزمین‌اند. اگر امروز اجازه دهیم گرمای خیابان، فقر و بی‌توجهی رؤیاهای آنان را بسوزاند، فردای جامعه نیز آسیب خواهد دید.

بیایید کودک کار را فقط کودکی با دست‌های خسته و چهره‌ای آفتاب‌سوخته نبینیم؛ پشت آن چهره، رؤیایی وجود دارد؛ رؤیای یک زندگی بهتر، یک مدرسه، یک خانواده آرام و آینده‌ای روشن.

شاید سهم ما از آینده این کودکان، فقط یک نگاه دلسوزانه نباشد؛ شاید باید کاری کنیم تا هیچ کودکی مجبور نباشد برای ساختن زندگی‌اش، کودکی خود را قربانی کند.