ادریس حسامی – دبیر تربیت بدنی مدارس سنندج
اگر بخواهم بهطور کلی هرکدام را تعریف کنم، «تربیت بدنی» به ابعاد مختلف سلامت فرد و جامعه، از جمله ابعاد جسمانی، اجتماعی، روانی، عاطفی، شناختی و… میپردازد؛ اما «ورزش» بیشتر با مفاهیمی همچون رقابت، تجارت، سیاست، کسب عناوین مختلف ورزشی و امتیازات جانبی آن گره خورده است.
به نظر من، با توجه به این تفاوتها، ساعتی که معلم تربیت بدنی در حیاط مدرسه حضور پیدا میکند، باید «ساعت تربیت بدنی» نامیده شود، نه صرفاً «زنگ ورزش».
اما بیان و حتی اصلاح این موضوع چه تأثیری میتواند در روند آموزش داشته باشد؟
شاید در نگاه اول، تغییر یک عنوان ساده و بیاهمیت به نظر برسد؛ اما گاهی یک واژه، فقط یک واژه نیست. واژهها میتوانند نوع نگاه ما را به یک مفهوم شکل دهند و حتی جایگاه آن مفهوم را در ذهن سیاستگذار، مدیر، معلم، دانشآموز و خانواده مشخص کنند.
اگر مسئولان ذیربط، که راهبردها و سیاستهای آموزشوپرورش را تعیین میکنند، به ریزفاکتورها و ابعاد مختلف مفهوم «تربیت بدنی» توجه عمیقتری داشته باشند و برای اجرای واقعی آن کمر همت ببندند، شاید بتوان بسیاری از چالشهای حوزه یادگیری و تربیت دانشآموزان را بهتر مدیریت کرد؛ از ایجاد حس انگیختگی مطلوب و کمک به تنظیم شرایط جسمانی و روانی دانشآموز گرفته تا افزایش احساس تعلق او به مدرسه، ایجاد نگرشی منطقیتر نسبت به کنکور و مدیریت بهتر برنامههای مرتبط با آن و بسیاری موارد دیگر.
چرا که تربیت بدنی، صرفاً به معنای تحرک جسمانی یا انجام فعالیت ورزشی نیست؛ بلکه فرایندی برای رشد همهجانبه فرد و حرکت او به سوی تعالی است.
در واقع، حیاط مدرسه هم میتواند بخشی از کلاس درس باشد؛ کلاسی که در آن دانشآموز، علاوه بر دویدن و بازی کردن، همکاری، مسئولیتپذیری، رعایت قانون، کنترل هیجان، پذیرش شکست، احترام به دیگران، تلاش برای موفقیت و حتی شناخت بهتر خودش را تجربه میکند.
متأسفانه در قریب به ۱۶ سال حضور و خدمت در حیاط مدرسه، هنوز نتوانستهام آنگونه که باید، توجه مسئولان را به این موضوع مهم و کاربردی جلب کنم.
شاید مسئله از نوع نگاه من باشد؛ شاید هم «تربیت بدنی» در میان انبوه دغدغهها و اولویتهای نظام آموزشی، هنوز فرصت آن را پیدا نکرده است که جایگاه واقعی خود را نشان دهد.
البته شاید مسئولان برنامه جامعتر و عمیقتری را دنبال میکنند که بنده هنوز به آن سطح از رشد نرسیدهام که بتوانم درکش کنم!
با این حال، همچنان امیدوارم روزی برسد که «تربیت بدنی» را نه صرفاً ساعتی برای بازی، سرگرمی یا تخلیه انرژی دانشآموزان، بلکه بهعنوان بخشی جدی و اثرگذار از فرایند تعلیم و تربیت ببینیم.
شاید آن روز، دیگر لازم نباشد برای اهمیت این درس، از واژهها دفاع کنیم؛ چرا که خودِ نگاه ما به انسان، مدرسه و تربیت، اهمیت آن را به ما یادآوری خواهد کرد.
آخر اگر قرار است تربیت کنیم، چرا سهم «تربیت بدنی» را اینچنین کوچک ببینیم؟
ادامه دارد..
