«در جست وجوی زندگی در سرزمین های دیگر»

✍ نسرین احسنی / معلم بازنشسته

حکومت‌های دیکتاتوری در تاریخ معاصر خاورمیانه نشان داده‌اند که نخستین قربانیان آنان زنان هستند. این حکومت‌ها با قرائت سخت‌گیرانه از مذهب و یا ایدئولوژی همواره بیشترین فشار و محدویت‌ها را بر زنان وارد کردند و میکنند. در چنین ساختارهایی بدن و زندگی زنان نخستین میدان کنترل قدرت می‌باشد و خشونت‌های ساختاری و سیستماتیک بر علیه زنان وجود دارد.
از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ روزی که طالبان دوباره در افغانستان قدرت را در دست گرفت چهار سال می‌گذرد و در این چهار سال وضعیت زنان افغانستان هیچ تغییر مثبتی نکرده است.
آنان به نامرئی‌ترین گروه اجتماعی در جامعه افغانستان تبدیل شدند و از تحصیل، کار، سفر و حتی حضور در بسیاری از فضاهای عمومی نیز محروم هستند و برای خروج از منزل حتما باید همراه یکی از مردان خانواده باشند. این وضعیت یادآور الگوهایی است که در سایر نظام‌های استبدادی دیده شده؛ جایی که زنان به ابزار کنترل اجتماعی و نماد قدرت بدل می‌شوند.
در چنین شرایطی بسیاری از مردم این کشور و به خصوص زنان شغل خود را از دست داده و خانه‌نشین شدند و هیج راهی برای امرار معاش نداشتند. در نتیجه‌ی این سیاست‌ها زنان به طبقات فرودست و تهی‌دست جامعه تبدیل شدند که هیچ‌گونه «حق انتخابی» در زندگی خود ندارند.
در شرایطی که حقوق اولیه‌ی انسانی از آنان سلب شده‌ بود و قادر به تامین نیازهای اولیه خود نیز نبودند، راهی غیر از گریز از کشور خود و پناه آوردن به کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان نداشتند.
از آنجایی که افغانستانی‌ها از دهه‌های گذشته به ایران مهاجرت کرده بودند، پس از تسلط دوباره‌ی طالبان بسیاری از آنان و به خصوص زنان افغانستانی تنها و گاهی همراه با فرزندان خود به ایران آمدند به امید بدست آوردن حداقل‌هایی از زندگی با تلاش و کار و ساختن سرپناهی و سایه‌ی آرامشی برای خود و فرزندانشان.

طبق گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل میلیون‌ها زن و دختر افغانستانی در ایران و پاکستان زندگی می‌کنند.
زنان افغانستانی در طی این چهار سالی که از حضور طالبان گذشته توانستند در ایران با کار و تلاش حداقل زندگی‌ای برای خود و خانواده‌شان فراهم کنند، فرزندان‌شان در ایران به مدرسه رفتند و باسواد شدند.
این درحالی است که کشور ایران هم «آزادی» و «حقوق زنان» توسط حاکمیت به طور سیستماتیک محدود و‌ نقض می‌شود. حجاب اجباری، ممنوعیت‌های شغلی، فشار بر زنان معترض، سرکوب و زندانی کردن آنان همچنان در ایران ادامه دارد و این بخشی از سیاستِ نهادینه‌ی حکومت ایران است.
حال پس از چهارسال ناگهان حکومت ایران تصمیم به اخراج اجباری افغانستانی‌ها گرفت. خروج اجباری زنان و دختران در واقع آنان را بین دو دیوار بلند گرفتار کرده است، از یک سو سیاست‌های اخراج و محدویت‌های مهاجرتی و از سوی دیگر استبداد طالبان!
اخراج اجباری مهاجرین افغانستانی به خصوص زنان و دختران تنها به سادگیِ جا به جایی مرزی نیست، بلکه بازگشت به جامعه‌ای است که زن بودن یعنی ممنوعیت، تهدید و حبس در پستوی خانه…
این اخراج اجباری دوباره، آنان را در چرخه‌ی سرکوب و خشونت گرفتار می‌کند و زنان دوباره در جست‌و‌جوی زندگی و امنیت ناگزیر به سمت مسیرهای غیر‌قانونی و پرخطرتر مهاجرتی سوق داده می‌شوند، مسیر‌هایی که حتی ممکن است خطر جان را داشته باشد.

 یادداشت‌های مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاه‌های شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.