هر آغازی برای آموختن و پرسشگری، بهویژه هنگامی که با دنیای پرشور کودکی و نوجوانی همراه شود، موجی از امید و حرکت بههمراه دارد که به رغم ناملایمات فراوان، میتواند به بودن ما رنگ بدهد و نور زندگی بهتاباند.
سال تحصیلی ۱۴۰۶ـ ۱۴۰۵ را در شرایطی آغاز میکنیم که آموزش عمومی ایران ضمن تداوم بحرانهای مختلفی که از گذشته با خود دارد، با رشد دو معضل جدید نیز روبهرو بوده است.
از یک طرف تعطیلیهای مکرر مدارس در سالهای اخیر که با هر بحران تازهای تکرار شده،
و از سوی دیگر، افزایش شدیدا نگرانکننده موضوع بازماندگی از تحصیل و ترک تحصیل دانشآموزانی که فقر و گرانی افسارگسیخته، ادامه تحصیل را برای آنها و خانوادههایشان دشوار کرده است.
تعطیلی مدارس در سالهای اخیر دیگر نه یک پدیدهی استثنایی که گویی به قاعده تبدیل شده است. آلودگی هوا، ناترازی انرژی در سرما و گرما، و در یک سال اخیر گسترش دامنه جنگ هر کدام در مقاطعی مدارس را از چرخه عادی آموزش خارج ساختهاند. تعطیلی مدارس گویا به دسترسترین راهحل(!!؟) برای سرپوش گذاشتن بر بحرانهای عمومی رو به گسترش تبدیل شده است.
همهی ما بهخوبی میدانیم که آموزش غیرحضوری، با تمامی کاستیهای سختافزاری و نرمافزاری، نهتنها بههیچوجه جایگزین مناسبی برای اغلب دانشآموزان نیست، که در واقع بهمعنای حذف کامل یا دستکم حذف بخش مهمی از فرآیند یادگیری برای دانشآموزانی است که در خانوادههای کمتوان اقتصادی زندگی میکنند؛ مشاهدات و گزارشات مختلف، بهخوبی تایید کننده این امر نگرانکننده هستند. از نگاهی دیگر، تعطیلیهای مکرر نه تنها یک مسئله آموزشی بلکه مسئلهای مرتبط با عدالت آموزشی نیز محسوب میشود.
بحران دیگر، شدت یافتن ترک تحصیل و بازماندگی از تحصیل و روی آوردن به آموزش غیررسمی است که برای فرزندان قشر برخوردار میتواند نشانهای از بیانگیزگی و بیتاثیر دانستن تحصیل در موقعیت اقتصادی و اجتماعیشان باشد و برای طبقات متوسط و پایینتر، ناشی از افزایش فشار اقتصادی بر خانوارها؛ شرایطی که میتوان گفت فقر آموزشی و فقر اقتصادی با یکدیگر همراه شدهاند.
خانوادهای که به دلایلی چون ساختار سیاسی و اقتصادی متصلب، رانتی و فاسد؛ جنگ و ستیزهجویی ایدئولوژیک با کشورهای مختلف؛ تورم بیمهار؛ ناترازی شدید در درآمد و هزینهها؛ رشد اقتصادی منفی و افزایش بیکاری مداوم؛ توان تامین هزینههای معمول زندگی را از دست داده، ناچار است میان هزینههای مختلف، انتخاب کند. در چنین شرایطی هزینههای سنگین تغذیه، مسکن، رفت و آمد، لباس و کفش، لوازم التحریر، و حتی دسترسی به ابزارهای لازم برای آموزش مجازی، میتواند به مانعی برای ادامه تحصیل تبدیل شود.
در این موقعیت، معلمی که خود از حقوق کافی برخوردار نیست و برای تامین هزینههای مدام روبه افزایش زندگی، بهناچار به ساعات اضافی تدریس یا شغلهای دیگر روی میآورد، خانوادهای که درآمدش با هزینههای زندگی تناسبی ندارد و مجبور است فرزندش را وارد بازار کار کند و مدرسهای که به دلیل ناترازی انرژی، آلودگی هوا، جنگ یا بحرانهای دیگر مرتب تعطیل میشود، امکان ارائه آموزش مستمر و با کیفیت را از دست میدهند. این در حالی است که نقطه مرکزی این مثلث یعنی دانشآموز و شرایط روحیـروانی او پس از فشارهای شدید ناشی از جنگ و فجایعی نظیر وقایع دیماه ۱۴۰۴، بهکلی نادیده گرفته شده و هیچ رویکردی در نظام آموزشی رسمی برای رسیدگی به این مسئلههای تاثیرگذار مشاهده نمیشود.
تمامی این مسائل کانون صنفی معلمان و سایر تشکلهای صنفی را موظف میسازد علاوه بر طرح مطالبات و مشکلات معیشتی متعدد و مزمن معلمان شاغل( اعم از رسمی، پیمانی، حقالتدریس، …) و بازنشسته، از قبیل حقوق و مزایای ناکافی، امنیت شغلی، رتبهبندی، بیمه و شرایط کار معلمان که سالهاست پیگیر هستند، نگران معیشت خانواده و حق آموزش دانشآموزان نیز باشند.
با درنظر گرفتن تمامی موارد بیان شده در بالا، کانون صنفی معلمان بر آن است تا در سال تحصیلی جدید پیگیر جدی موارد زیر باشد:
– تامین دستمزد متناسب با تورم، برای معلمان و سایر حقوق بگیران؛ چرا که استمرار آموزش و مقابله با ترکتحصیل دانشآموزان پیوند مستقیم با شرایط اقتصادی خانوادهها دارد.
– تامین مدرسه پایدار برای دانشآموز و آموزش رایگان و با کیفیت برای همه.
حتی در شرایط بحرانی، بهویژه بحرانهای مربوط به انرژی و آلودگی، تعطیلی مدارس باید آخرین گزینه باشد.
ادامهی بیانیه را در این لینک بخوانید.
