با نزدیک شدن بە بازگشایی پر از ابهام و تردید مدارس، مطابق معمول شاهد ادعاها، شعارها و اظهارنظرهای پرطمطراق مسئولان دربارە اوضاع مدارس و آغاز و استمرار پرشور فرایند آموزش هستیم اما واقعیت مدارس تصویری متفاوتتر ارائه میدهد. گسترش نابرابری آموزشی، محتوای ناکارآمد کتب درسی، کمبود شدید نیروی انسانی، کالاییشدن آموزش، فرسودگی مدارس، تراکم غیرمتعارف کلاسها و تشدید فشار بر معلمان منتقد و مطالبهگر چنان دمار از روزگار آموزش و پرورش درآوردە کە مراسم تشریفاتی در چند مدرسە برخوردار و سخنان و شعارهای کلیشەای و ویترینی نە میتواند رمق و رونقی بیافریند و نە کمبودها و بحرانهای نظام آموزشی را پنهان کند. علاوە بر اینها آنچە اکنون بە یک نگرانی جدی برای خانوادەها و معلمان تبدیل شدە، “عدم استمرار آموزش حضوری در مدارس” است و گمانەزنیهای مسئولان در خصوص ناترازی انرژی (کمبود برق، گاز) و… بر این نگرانیها افزودە است. اما بە فرض عدم تحقق این احتمالات و با حضوری شدن مدارس، باز بەخوبی میدانیم که مدرسه بدون معلمان کافی و باانگیزە، تحصیل بدون کیفیت و عدالت، و مطالبهگری بدون آزادی صنفی، کالبد واقعی آموزش عمومی را تهی میکند.
دسترسی بە آموزش باکیفیت حق تمام جامعە است و نباید تابع جغرافیای محل تولد و تحصیل یا وضعیت اقتصادی خانواده باشد. اما شکاف میان مناطق برخوردار با مناطق محروم، دسترسی نابرابر به امکانات و تفاوتهای فاحش در خدمات ارائە شدە بە دانشآموزان نشان میدهد که «عدالت آموزشی» بیش از آنکه واقعیتی موجود باشد، شعاریست تکراری کە مدعیان آن هم باورش ندارند. فاصلە گرفتن از آموزش رایگان و حرکت بە سوی کالاییسازی آموزش بە این معناست کە کیفیت تحصیل، امکانات مدرسه، کلاسهای تقویتی و فرصتهای پیشرفت بیش از پیش به قدرت خرید خانوادهها وابسته میشود و مدرسه عمومی از کارکرد اجتماعی خود فاصله گرفته و آموزش به امتیازی اقتصادی تبدیل میشود کە این مسئلە یکی از جدیترین تهدیدها علیه زندگی و آیندە شهروندان و انسجام اجتماعی است. لذا اصل برخورداری همگانی از آموزش رایگان و برابر را نمیتوان تحت عنوان «مشارکت مردمی»، «خصوصیسازی» یا عناوین مشابه به مسلخ برد و مسئولیتهای دولت را با این توجیهات بر دوش خانوادەها گذاشت.
چالش اساسی دیگر در بحث نیروی انسانی است. در استان کوردستان بنا بر آمارهای موجود و علیرغم کلاسهای پرجمعیت، ادغام برخی کلاسها در متوسطە اول و دوم، حذف برخی از پستها و معاونتهای مدارس، تقلیل ساعات مشاوران و مربیان تربیتی و سلامت، همچنان با کمبود حدود ۲۷۴۰ معلم مواجهیم و نزدیک به ۶۶ هزار ساعت آموزشی خالی وجود دارد (اگر آمار کلاسها و اختصاص نیروها را استاندارد لحاظ کنیم کمبود معلم استان بە بیش از ١٠ هزار نفر هم میرسد). از طرف دیگر نیروهای موجود هم بە دلیل تبعیضها و تورم شدید آنچنان درگیر فشار مالی، شغل دوم و مشکلات عدیدە زندگی هستند کە نە فرصتی برای مطالعە و بەروزکردن دانش و مهارت خود داشتەاند و نە شور و انگیزەای کە بتواند دانشآموز را سر شوق آورد. در کنار اینها فشار بر معلمان منتقد و حذف مجموعەای از معلمان مطالبەگر و خوشنام از ساختار آموزش یک شکاف عمیق بین بدنە و مدیریت آموزش و پرورش ایجاد کردە کە تاثیرات منفی آن هویداست.
از سویی دیگر آمار مدارس فرسوده بەحدی است کە بخش قابل توجهی از دانشآموزان و معلمان ناچارند ساعات فعالیت و حضور خود را در ساختمانهایی سپری کنند که از استانداردهای ایمنی، بهداشتی و آموزشی برخوردار نیستند و جان و روان آنها را تهدید میکند. کلاسهای پرجمعیت هم تدریس و یادگیری را به فرایندی فرسایشی برای معلم و دانشآموز تبدیل کردە است. معلم در کلاسهای ٣٥ نفرە فرصت کافی برای شناخت روحیات و نیازهای آموزشی_تربیتی دانشآموزان و ارائه آموزش مؤثر ندارد، دانشآموز هم از ارتباط مطلوب و صمیمی با معلم که لازمه یادگیری و رشد شخصیت اوست محروم می شود
👈ادامه مطلب را اینجا بخوانید
