
ژینا مدرس گرجی/فعال حقوق زنان
روزی در کتابخانهی زندان بین کتابها، کتاب ژان کریستف از رومن رولان را بیرون آوردم که بعضی جاهایش را که همچنان در ذهنم می درخشید مروری کنم. صفحات را ورق می زدم که به آن بخشی که می خواهم برسم ناگهان دستمال کاغذی از صفحه ها افتاد. دستمال را نگاه کردم قلبم در صدم ثانیه فشرده شد. خیلی احساس عجیبی بود. آن روزها حکم اعدام شریفه آمده بود و همه شوکه و ناراحت بودیم و حالا دستمال کاغذی که با خودکار آبی رویش نقاشی و نوشته شده بود از شریفه در دستان من بود. از بچههای زندان حتی مامورین زندان در مورد شریفه پرسیدم. همه خیلی از او به خوبی یاد می کردند. که اینجا زنی بسیار خوش انرژی و قوی بوده، هر روز و تمام وقت هواخوریش هرچند کوتاه بود ولی می دوید. مدام درخواست کتاب می داد و بسیار مهربان و مودب بود. از زندانی سیاسی هایی بود که همه متفقالقول دوستش داشتند. از شرایط سختش می گفتند و دلتنگی برای بچهاش و این که حتی یک روز که با چشمان و صورتی کبود از بازجویی برگشته ولی همچنان سربلند و قوی بوده.
دیروز دو سال شد کە شریفە محمدی در زندان است. شریفه ۴ دی تا ۷ اسفند ۱۴۰۲ از دوران بازداشتاش را در انفرادی و قرنطینه زندان زنان سنندج بود. شریفه گیان ما هیچ وقت رنجها و تلاشهایت را فراموش نخواهیم کرد. به امید آزادی شریفه و تمامی زندان سیاسی.
منبع : کانال تلگرام نویسنده
