نظام آموزشی ایران با انباشتی از چالشهای ساختاری، منابع انسانی، کیفیت آموزشی ، عدالت و… دستوپنجه نرم میکند.
بحران منابع انسانی و کمبود شدید معلم: آموزش و پرورش با کسری معلم بین ۱۰۰ تا ۱۳۰ هزار نفر (معادل ۱۰ درصد نیروی فعلی) مواجه است که در همه مقاطع و رشتهها احساس میشود.
.
بحران کیفیت یادگیری در سطح بینالملل
رتبههای پایین در آزمونهای جهانی بعنوان یک نمونه از این آزمونها ، ایران در آزمون پرلز (PIRLS) ۲۰۲۱ با کسب نمره ۴۱۳، در جایگاه بسیار پایینی قرار دارد و از هر سه دانشآموز ایرانی یک نفر به سطح پایه سواد خواندن نمیرسد. عملکرد ایران نسبت به دوره قبل (نمره ۴۲۸ در ۲۰۱۶) نیز افت داشته.
تراکم بالای دانش اموز در کلاس ها
با وجود استانداردهای مصوب در سند تحول بنیادین بعنوان یک سند حاکمیتی در نظام آموزشی ، در بسیاری از مناطق شهری و روستایی، بهویژه در مناطق محروم و حاشیهای، تراکم کلاسها فراتر از میانگین است. بسیاری از معلمان با کلاسهایی تا ۴۵ دانشآموز مواجهاند که نهتنها کیفیت آموزش را پایین میآورد، بلکه فشار روانی مضاعفی را نیز بر معلم و دانشآموز وارد میکند.
محتوای کتاب درسی
یکی از چالشهای نظام آموزشی، فاصله میان محتوای برخی کتابهای درسی و نیازها، علایق و تجربه زیسته دانشآموزان است.
بحران بودجه
دریافت وجه از خانواده ها در جریان ثبت نام دانش آموزان پدیده ایست که از فرط تکرار و انکار ،مبتلا به لوث شدن گردیده
بحران بازماندگان از تحصیل
با تامّلی بر آمار بازماندگان از تحصیل بین دو بازه زمانی ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۴ ( از حدود ۷۸۰ هزار دانش اموز تا بیش از ۹۹۳ دانش آموز ) حکایت از آن دارد که به دلایل مختلف،روند صعودی را شاهد هستیم و ظاهرا هیچگونه آسیب شناسی و پیگیری خاصی در این زمینه توسط متولیان امر صورت نگرفته است .
بحران بودجه ای در مدارس استثنایی
بحران بودجه ی مدارس استثنایی یک فاجعهی «خاموش» است. در حالی که مدارس عادی با کمبود نیروی انسانی ،کاغذ و نیمکت دستوپنج نرم میکنند، مدارس استثنایی ضمن درگیر بودن با بحران های عمومی آموزش و پرورش با “بحران بقای خدمات توانبخشی” و ” فرسودگی ساختاری “روبرو هستند.
بحران روانی دانش آموزان در گذر از اعتراضات و جنگ
دانش آموزان امروز، نه تنها با فقدان همکلاسی های خود و نیکمت های خالی دست وپنجه نرم میکنند، بلکه قربانی یک بحران روانی پیچیده ناشی از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ ،جنگ، خشونت و نااطمینانی هستند.
همچنین با نگاهی به وضعیت فعلی نظام آموزشی ،کشور با انبوهی از مشکلات عدیده ای از جمله :
نبود انگیزه و امید به آینده ی جوانان برای ادامه تحصیل، به استناد آمار بسیار بالای بیکاری بویژه در میان تحصیلکرده ها ،
جذب افراد غیر متخصص در رشته های تخصصی ، درآمد بالای مشاغل کاذب و سطح پایین در جامعه ،بویژه در مشاغلی که نیاز به دانش وتحصیلات دانشگاهی ندارد، در مقایسه با درآمد تحصیلکرده ها
بی ارزش جلوه کردن تحصیل و علم اندوزی، به دنبال مدرک فروشی در آموزش و پرورش حتی در دانشگاه .
نا امنی در مدارس ، از لحاظ روانی و فیزیکی.
افت اعتبار معلمان به خاطر پایین بودن حقوق و روی آوردن آنان به مشاغل سطح پایین و حتی چند شغله بودن آنان
بازار پرسود دزدی وفساد وتبدیل این رفتار نابهنجار ، به هنجاری طبیعی و همگانی از سوی حاکمیت با چشم پوشی از مجازات مفسدین اقتصادی
بی اعتبار شدن تحصیل علم و دانش ، در برابر معتبر بودن نزدیکی به قدرت حاکم .
بی حرمتی به مدارس و تبدیل آنها به پایگاه و پادگان نظامی و سنگر شلیک گلوله به سمت مردم بی گناه
نبود بودجه در مدارس برای پرداخت هزینه های جاری مانند ، پول آب، برق ، گاز و تلفن و پرداخت حقوق معلمان حق التدریس و جبران این کمبود با تعطیلی بی مورد مدارس به بهانه های واهی .
ناکارآمد بودن آموزشها در سطح محفوظات ذهنی ، تراکم بالای کلاس و ناکارآمد بودن آموزشها در رشته های نظری و تراکم بالا و نبود ابزارهای آموزشی و آزمایشگاهی در رشته های فنی حرفه ای و کاردانش .
کانون فرهنگیان اسلامشهر بعنوان یک تشکل صنفی ضمن هشدار نسبت به وضعیت آموزش و پرورش متذکر میشود :
آنچه امروز در مدارس میگذرد، نه یک مسئله ی حاشیه ای، بلکه خط مقدم آینده ی این سرزمین است. بحرانهای پنهان در زیر پوست نظام آموزشی از فرسودگی ساختار آموزشی تا ناهمگونی محتوا اگر چاره اندیشی نشود، جامعه ای را تحویل خواهند داد که در مسابقه ی دانایی و خلاقیت، هیچ جایگاهی نخواهد داشت. توجه برای رفع این نارسایی های این ساختار فرسوده ، دیگر یک انتخاب نیست؛ یک الزام ملی برای بقاست .
