✍سمیه شهریسوند
۱۰- معلمانِ زودرنج: گاهی مدیر میتواند از مواردی چشمپوشی کند بدون اینکه آسیب جدی به آموزش وارد شود ولی در چارچوب قانونی وظیفهی خودش را انجام میدهد؛ برخی از ما از چنین مواردی خشمگین یا دلخور میشویم. روراست بگویم در محیط کار باید کمی پوستکلفت بود و با هر برخوردی نرنجید.
وقتی در شرح وظایف کادر اجرایی بازدید از کلاس وجود دارد واقعاً جای دلخوری نیست که ناراحت شویم. بله به نحوه انجامش میتوان نقد کرد ولی ذات کار ایرادی ندارد. به نظر من باید به این بازدیدها روی خوش نشان داد و از مدیر خواست قبل از ورود به کلاس صبر کند تا شما ایشان را هدایت و هدف بازدید را بیان کنید. از بچهها بخواهید به احترام میهمان کلاس برخیزند و توضیح دهید همانطور که من به روند یادگیری و انجام وظایف شما نظارت میکنم مدیرها هم به کار ما معلمان نظارت میکنند؛ با شما بیشتر آشنا میشوند و نقاط قوت و ضعف ما را بررسی میکنند تا بعداً در دفتر با هم در مورد آن صحبت کنیم و بهرهوری تدریس بالا رود. موقع شروع بدون شکستنفسی نمایشی، از مدیر کسب اجازه کنید و کار خود را طبق روال انجام دهید. از اشتباه کردن نترسید و از اینکه گاهی کنترل کلاس از دستتان خارج شود وحشت نکنید. همه میدانیم کلاس مکانی بینقص نیست. در پایان هم مدیر را همراهی و از حضورش تشکر کنید. این رفتار به شاگردانتان چیزهای زیادی یاد میدهد از جمله حرفهای بودن کادر آموزشی، نهراسیدن از ارزیابی و نقد و پذیرا بودن توصیههای فرد باتجربهتر. اگر هم در آن روز کارکرد شما شبیه اکثر مواقع نبود بعد از کلاس میتوانید صادقانه همین را به مدیر بگویید.
مثال: همه ما روزهای بد و خوب داریم و امروز شبیه بیشتر روزهای کاری من نبود چون اغلب بالاتر از استانداردها کار میکنم. دوست دارم روز دیگری هم میزبان شما در کلاس باشیم تا شناخت بهتری از کار من پیدا کنید.
و تاکید میکنم نگویید شناخت بهتری از من، بگویید از کار من. هویت خود را به کار و عوامل خارجی پیوند نزنید چون وقتی تدریس ناموفق را به هویت خودمان پیوند میزنیم هر نقدی به معنای تخریب شخصیت ما خواهد بود و به شدت دردناک.
و یک توصیه کاربردی: دیدن سریالهایی با فرهنگ غربی که داستان آنها در محیط کار میگذرد به یادگیری رفتار حرفهای برای کارفرما و کارمند کمک زیادی میکند. سریالهایی شبیه پرستاران، پلیس گروه امداد و… .
و پیشنهادهای پایانی:
الف- هرقدر صلاحیت حرفهای ما بیشتر باشد چالشهای کمتری با مدیران داریم. صلاحیت حرفهای شامل دانش تخصصی در حوزهی تدریس، راهبردها و مهارتهای هنر معلمی است. پس خودمان را از این نظر غنی کنیم.
ب- از تغییر وحشت نکنیم. گاهی فقط یک درخواست جابجایی تمام تنشها را از بین میبرد. به هر قیمتی در یک مدرسه نمانید. نزدیک است، اسم و رسمی دارد، همه را میشناسم و عادت کردهام دلیل نمیشوند که یکجا بمانیم. گاهی باید ریسک کرد و جابجا شد. خودم شخصاً از همه جابجاییهای متعددم راضی بودهام. هرکدام انبوهی تجربه برایم به ارمغان آوردهاند.
پ: چرا تاکید کردم تواناییها و موفقیتهایتان را ارائه دهید؟ این حاصل تجربهی شخصی خودم بود. تا قبل از آموزشهای مجازی و حتی شروع کانال لیموترش، هرسال بخشی از انرژی من خرج شرح ایدهها و روشهایم میشد. اینکه چرا از کنار کلاسم که عبور میکنند صدای بچهها میآید، چرا مراقبت از بدن را به بچهها یاد میدهم و…. گاهی این توضیح بدیهیات واقعاً مرا خسته و فرسوده میکرد اما وقتی آموزشها مجازی شد و والدین و کادر اجرایی شاهد روش تدریسم بودند به حدی سطح اعتماد به من تغییر کرد که آزادی عملم به بیشترین میزان تمام سالهای تدریسم رسید. اما باز هم وقتی والدین به روشهایم ایرادی میگرفتند باید من از کلاسم میزدم و بخش زیادی از وقت کلاس را صرف اقناع آنها میکردم در صورتی که پس از تاسیس کانال لیموترش و خواندن محتوای آن توسط کادر اجرایی مدرسه آنها خود این کار را انجام میدادند و از روشهای من دفاع میکردند و انرژی من صرف کارم میشد.
ت: گفتگو در مورد تواناییها را به ویژه به معلمان زن و به ویژه در مقطع متوسطه و به ویژه در رشتههای علوم و ریاضی بسیار توصیه میکنم. کلیشههای نادرست جنسیتی با پیشفرضِ زنان بلد نیستند فیزیک یا ریاضی درس بدهند معلمان زن را قضاوت میکند و متاسفانه برخی همکاران بیاخلاقِ مرد به آن دامن میزنند تا هم ساعتهای مدارس خاص را از آن خود کنند و هم شاگردان خصوصی را. چه ایرادی دارد یک معلم زن در سطحی که توانمندی دارد شهره شهر باشد و اگر برایش کسب درآمد بیشتر مهم است به آن دسترسی آسانی داشته باشد؟
ث: و نومعلمان عزیز شاید بیشتر نکاتی که گفتم هنوز برای شما رخ نداده باشد اما در جایی از ذهنتان آن را نگه دارید و در مواقع نیاز استفاده کنید.
منبع : کانال لیموترش
