✍محمد رضاخواه_روزنامه آرمان
در هفته های اخیر، انتشار گسترده کلیپهایی در اینستاگرام از اعتراض معلمان نسبت به وضعیت معیشتی و سطح حقوق، قدرت خرید آنان، نشانهای قابل تأمل از افزایش نارضایتی در بدنه فرهنگیان است. نکته مهمتر آن است که این اعتراضات در نبود سازمان یا تشکل مستقلی که به طور ویژه از حقوق معلمان دفاع نماید، مانند سازمان نظام مهندسی، نظام پزشکی و نظام پرستاری، نظام مشاوره و … فاقد سازماندهی متمرکز، رهبری مشخص یا فراخوان رسمی است و بهصورت خودجوش از سوی معلمان شکل گرفته و در فضای اجتماعی بازتاب پیدا میکند.
این وضعیت را نباید صرفاً مجموعهای از اعتراضات پراکنده و صنفی تلقی کرد. استمرار و تکرار این نشانهها میتواند بیانگر شکلگیری شکافی عمیقتر میان بدنه معلمان و سیاستهای اقتصادی و اداری دولت باشد؛ بهویژه آنکه معلمان، بهعنوان یکی از بزرگترین گروههای کارکنان دولت، از جایگاهی متفاوت با بسیاری از گروههای اجتماعی برخوردارند.
ظرفیت فشار معیشتی معلمان در درجه حداکثری است و بیش از این معلمان تحمل فشار معیشتی را ندارند
سالهاست نسبت میان وضعیت معیشتی معلمان و کیفیت آموزش برای سیاستگذاران روشن است. کاهش قدرت خرید، فرسودگی شغلی، کاهش انگیزه و احساس بیعدالتی در نظام پرداخت، صرفاً مسئلهای مربوط به رفاه کارکنان نیست؛ بلکه مستقیماً میتواند بر کیفیت سرمایه انسانی، انگیزه معلمان و در نهایت عملکرد نظام آموزشی اثر بگذارد. به بیان دیگر، بخش قابل توجهی از هزینههای این وضعیت تاکنون بهصورت تدریجی و پنهان با بی انگیزگی معلمان برای حضور در مدرسه و کلاس درس، افت کیفیت تدریس معلمان، خالی شدن اداره ها از نیروهای کیفی، کاهش کیفیت آموزشی، نارضایتی خانواده ها از وضعیت مدارس دولتی، کاهش عمومی سطح سواد دانش آموزان به ویژه در امتحانات نهایی، ترک تحصیل دانش آموزان، بازخریدی و استعفای معلمان، پرداخت شده است؛ اما ظرفیت تحمل این فشار نامحدود نیست.
انباشت نارضایتی معلمان در انتظار محرک اولیه برای انفجار است
از این منظر، اعتراضات اخیر را باید بهعنوان یک شاخص هشدار زودهنگام تلقی کرد. ممکن است اعتراضات امروز کوچک، پراکنده و خودجوش به نظر برسند، اما تجربه تحولات اجتماعی نشان داده است که انباشت نارضایتی، در صورت فراهمشدن یک محرک یا نقطه اتصال، میتواند در زمانی کوتاه به پدیدهای بسیار بزرگتر از مجموع اعتراضات اولیه تبدیل شود و به نظر من این پتانسیل در جامعه معلمان به مرحله ای فراتر از انباشتگی رسیده است و هر آن ممکن است به مرحله عمل برسد، اما تابستان و تعطیلی مدارس شکل گیری این اعتراضات را به تاخیر انداخته است اما آغاز سال تحصیلی همراه با پیش بینی افزایش موج های تورمی در فصل پاییز و زمستان به ویژه در دسته بندی تغدیه و مایحتاج روزانه می تواند شکل گیری چنین اعتراضاتی را تسریع نماید.
موج اعتراضی معلمان می تواند جامعه را به سمت فروپاشی اجتماعی ببرد
در شرایطی فعلی کشور جنگ، تورم افسار گسیخته، افزایش نارضایتی اجتماعی و … که دولت با آن مواجه است پرسش اساسی از دولتمردان این است؛ آیا جامعه، ظرفیت تحمل یک موج اعتراضی گسترده دیگر را دارد؛ آن هم اعتراضی که از درون بدنه دولت و از سوی یکی از بزرگترین دستگاههای دولتی با میلیونها ذینفع مستقیم و غیرمستقیم شکل بگیرد؟اگر پاسخ منفی است، پرسش مهمتر این خواهد بود که چرا پیش از رسیدن نارضایتی به نقطه بحرانی، اقدام مؤثر و قابل مشاهدهای برای مدیریت آن صورت نمیگیرد؟
📌ادامه یاداشت را در اینجا بخوانید.
