از کنش صنفی تا کنش حقوق بشری سرکوب گسترده گاهی مرزهای یک تشکل صنفی را جابه‌جا می‌کند

      دیدگاه‌ها برای از کنش صنفی تا کنش حقوق بشری سرکوب گسترده گاهی مرزهای یک تشکل صنفی را جابه‌جا می‌کند بسته هستند

گزارش تحلیلی داوطلب

نمونه موردی: تا سال ۱۴۰۰ مضمون فراخوان‌های شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران همچنان حول بحران آموزش و مطالبات معلمان می‌چرخد. شورا از بی‌توجهی دولت و مجلس به مطالبات فرهنگیان، طرح معلم تمام‌وقت و پرونده‌سازی علیه فعالان صنفی انتقاد می‌کند و تحصن را پاسخی به همین وضعیت می‌داند.

اما سال ۱۴۰۱ نقطه‌ای است که مرزها شروع به جابه‌جا شدن می‌کنند. در جریان اعتراضات مردمی موسوم به «زن، زندگی، آزادی»، شورا دیگر فقط درباره حقوق معلمان سخن نمی‌گوید. در فراخوان‌های آن، حمایت از اعتراضات مردم، حق اعتراض، آزادی دانش‌آموزان و اعتراض به کشته‌شدن معترضان و کودکان نیز وارد ادبیات گفتمانی این تشکل می‌شود. در یکی از فراخوان‌های تحصن، شورا اعلام می‌کند که خواسته‌های بنیادین معلمان شامل به‌رسمیت‌شناختن حق اعتراض مردم و آزادی دانش‌آموزان است و اعتراض خود را به برخوردهای خشونت‌آمیز با معترضان ادامه خواهد داد.

در همان سال، زبان شورا حتی یک گام دیگر به سمت مسائل عمومی جامعه حرکت می‌کند. در بیانیه‌ای در شهریور ۱۴۰۱، شورا از «شکاف عمیق ملت ـ دولت» سخن می‌گوید و از بازگشت به قانون، پایان خودکامگی، آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، حقوق شهروندی، مطبوعات آزاد، احزاب و اصناف آزاد و مشارکت گروه‌های مختلف در تصمیم‌گیری سیاسی و اجتماعی دفاع می‌کند.

به وضوح، طی چند سال، دامنه موضوعاتی که شورا خود را درباره آنها صاحب موضع می‌داند، گسترده‌تر شده است.
این تغییر را نمی‌توان صرفاً با یک واژه مانند «سیاسی‌شدن» توضیح داد.

از دید آلبرتو ملوچی جامعه‌شناس ایتالیایی، تجربه‌هایی می‌توانند در تعریف «ما» و «مسئله» در یک جنبش تغییر ایجاد کنند. تشکلی که در ابتدا خود را حول هویت صنفی تعریف می‌کند، ممکن است در اثر تجربه مشترک اعضایش، تعریف گسترده‌تری از خود پیدا کند؛ تعریفی که در آن دفاع از حقوق مدنی و مقابله با سرکوب نیز جای می‌گیرد.