آیا در سازماندهی معلمان ، انتخاب واحد سازمانی در مدارس دولتی، حق معلمان نیست ؟!

      دیدگاه‌ها برای آیا در سازماندهی معلمان ، انتخاب واحد سازمانی در مدارس دولتی، حق معلمان نیست ؟! بسته هستند

« علی حاجی ؛ معلم شاغل در آموزش و پرورش جلفا » در نامه ای به صدای معلم وضعیت خود را این گونه شرح می دهد :

« در ۲۹ سال خدمتم هستم پس از ۹ سال حضور مستمر در دبیرستان دولتی حمزه‌زاده و علیرغم حضور در جلسه سازمان دهی مورخۀ ۳۱ تیر ۱۴۰۵ و انتخاب مدرسه مذکور به عنوان محل خدمت ، در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ ( حدود دو ماه بعد از سازمان دهی ) رییس اداره آموزش و پرورش با دعوت از اینجانب مخالفت مدیر مدرسه را ابلاغ کرد.

پرسش اینجاست :

اگر مدیری از عملکرد یکی از معلمان مدرسه رضایت ندارد یا تصمیمی دربارۀ ادامه فعالیت او گرفته شده، آیا نباید پیش از اجرای تصمیم، موضوع در گفت و گویی روشن و محترمانه با فرد ذی نفع در میان گذاشته شود و دلایل آن به صورت مستند، قانونی و رسمی به اطلاع وی برسد؟

مدرسه محل تعلیم و تربیت و گفت و گوست، نه پادگانی که در آن تصمیمات یک جانبه ، آمرانه و بدون اطلاع فرد اجرا شود.
کنار گذاشتن یک معلم باسابقه و مورد رضایت دانش‌آموزان ، بدون گفت و گوی قبلی و ابلاغ شفاف، با کدام اصول احترام حرفه‌ای ، کرامت معلمی و اخلاق سازمانی سازگار است؟

این اتفاق در واقع سندی بر بی‌تدبیری و فقدان ابتدایی‌ترین اصول مدیریت در آموزش و پرورش است. این ماجرا نشانه بی اعتنایی آشکار به کرامت معلم و فقدان اصول اولیه مدیریت منابع انسانی است.

شوربختانه این رفتار تحقیر آمیز در آموزش و پرورش اتفاقی نیست و تبدیل به یک « رویه» شده است .

اتخاذ چنین تصمیماتی توسط مدیر مدرسه با تایید مسئول بالاتر نشان از آن دارد که این مقامات به هیچ وجه با اصول اولیه و ساده تعلیم و تربیت آشنایی موانست نداشته و صلاحیت تصدی مسئولیت در دستگاه حساس و راهبردی آموزش و پرورش را به هیچ وجه ندارند.

رفتارهایی که هر متخصصی را به این باور می رساند که در این سیستم ، جایی برای شرافت حرفه‌ای نیست.

لازم به توضیح است در جلسه‌ای که با پیشنهاد و حضور معاون محترم پرورشی و معاون محترم آموزشی اداره و با حضور طرفین در روز اول مهر در محل مدرسه برگزار گردید مدیر مدرسه به جای پاسخ گویی شفاف و دلایل مخالفت ؛ اقدام به توهین ، اهانت ، فحاشی و هتاکی به معلمی که تنها از حقوق خود دفاع می‌کند کرده است….. »

این اتفاقات در حالی رخ داده است که نه دلیل مشخص و یا قانونی و قابل دفاع برای این تصمیم مکتوب شده است و نه با فرد ذی نفع ، گفت و شنودی مبنی بر « اقناع » صورت گرفته است ؟

چرا ؟

یکشنبه 5 مهر 1405 ؛ اسفندیار صادقی ، مدیرکل آموزش و پرورش استان آذربایجان شرقی در جلسه‌ای با حضور ریاست و اعضای هیات علمی دانشگاه فرهنگیان استان از رعایت قانون به عنوان فصل‌الخطاب و از موضوعات تکراری ، خسته کننده و شعاری مانند شفافیت و حفظ کرامت پذیرفته شدگان اولیه دانشگاه فرهنگیان سخن می گوید ؛ اما کسی نیست از ایشان پرسش کند :

شما که کرامت و جایگاه معلمی که 29 سال در این دستگاه با دلسوزی و مسئولیت پذیری خدمت کرده است را رعایت نمی کنید ؛ با معلمان جدیدی که تازه وارد این محیط شده اند ؛ شما و زیرمجموعه ی شما چه برخوردی خواهند داشت ؟

مدیر کلی که با وجود تعیین وقت قبلی برای گفت و گو حتی به خودش زحمت نمی دهد که معلم مدعو را به اتاقش دعوت کند و با احترام و تکریم با وی گفت و شنود کند ؟

آن معلمان تازه واردی که می بینند مدیرشان با یک معلم باسابقه و مسئولیت پذیر چنین برخوردی می کند ؛ آیا دیگر به مسئولان و مقامات و حرف هایی که می زنند ؛ اعتمادی خواهند کرد ؟

آیا دیگر ، امید و انگیزه ای برای کار کردن در این نظام آموزشی برای آنان وجود خواهد داشت ؟

 آقای صادقی از کدام « معیارهای قانونی و حرفه‌ای » می گوید ؟

آیا مدیر کل از خودش نمی پرسد که اداره آموزش و پرورش جلفا چگونه عمل کرده است که معلمان باید برای حل چنین مسائلی به خود او مراجعه کنند ؟

آیا نام این « مدیریت » است ؟

منبع : سایت صدای معلم