محمد حسن پوره
دیکتاتورها معمولاً به حل رواناختی، امنیتی و عملیاتی حاضر در کنار کشیدن قدرت حکومت،
حتی اعتراضات شدید، علیرغم نارضایتی شدید و پیام واضح مبنی بر طرد شدن از سوی، به دلیل ترس از عواقب پس از قدرت، توهمات شخصیتی و محاسباتی عملی حاضر به قدرتی برای مردم محلی هستند.
بررسی ویژگی های روانشناختی و شرایط عملی، این رفتار را روشن تر می کند:
ریشه های روانشناختی:
توهم بزرگمنشی و نارسیسیزم:
خود را قهرمانی به فرد و نیاز برای کشور میدانند و کنارهگیری را برابر با شکست شخصیتهای خود میکنند.
باور به دروغهای خودساخته:
برای توجیه اعمال خود به تحریف و وارونه نمایش اثبات ها و پس از مدتی خود نیز باور می کنند (مثلاً باور به حمایت از توده های مردم).
پارانویا و ترس از انتقام:
میدانند اعمالشان مخالفانی ساخته و از عواقب احتمالی پس از کنارهگیری (مانند محاکمه، تبعید یا ترور) میترسند.
محاسبات عملیاتی و امنیتی:
ترس از سقوط کل نظام:
قدرت آنها بر شبکههای استفاده (نظامیان، امنیتیها، بوروکراتها) متکی است. کناره گیری می تواند این شبکه را بریزد و کل حکومت را به خطر اندازد.
اطمینان به دستگاه سرکوب:
نیروهای اصلی امنیتی و نظامی وفادار دارند و اعتماد دارند میتوانند اعتراضات را کنترل کنند.
عدم وجود راه حل امن برای خروج:
گزینه امنی مانند تضمین مصونیت قضایی یا پناهندگی مطمئن نیست و ماندن را کمریسکتر میبینند.
چه عواملی میتوانند دیکتاتورها را به کنارهگیری وادار کند؟
حلقه تضعیف پیرامونی و نیروهای مسلح:
وقتی حلقه نزدیکان، نهادهای سرکوبگر یا ارتش حمایت از خود را قطع کند، پایه اصلی قدرت متزلزل میشود.
تداوم و گسترش اعتراضات:
تظاهرات مستمر و فراگیر که به گروههای مختلف جامعه سرایت کند، قدرت را بیش از حد بالا میبرد.
فشارهای جدی بینالمللی:
تحریمهای فلجکننده یا تهدید مداخله یا فشارهای مجامع بینالمللی میتواند موازنه را تغییر دهد.
وجود یک آلترناتیو مسلح یا متحد:
گاهی وجود یک شورش مسلحانه سازمانیافته یا فشار قدرتمندان داخلی، خارجی برای انتقال صلحآمیز قدرت، آخرین راهحل میشود.
در طول بهار عربی، برخی دیکتاتورها کنار کشیدند و برخی تا پای جانیدند. این تفاوت در نتیجه، به عوامل کلیدی زیر وابسته بود:
در تونس زینالعابدین بنعلی کنارهگیری و فرار پس از حدود یک ماه اعتراض تبعید و مرگ در عربستان سعودی.
مصر حسنی مبارکعفا پس از ۱۸ روز اعتراض محاکمه، زندان و مرگ در قاهره.
یمن علی عبدالله صالح کنارهگیری تحت فشار پس از کشته شدن یک سال درگیری با حوثیها.
لیبی معمر قذافی مقاومت مسلحانه تا پای مرگ کشته شدن توسط شورشیان.
سوریه بشار اسد مقاومت داخلی تمامعیار و جنگ سرنگونی در سال ۲۰۲۴ و فرار به روسیه .
چرا برخی از کنار کشیدند و برخی مقاومت می کنند؟
چهار کلید عاملی سرنوشت متفاوت رهبران را تعیین کرد:
وفاداری امنیتی و نظامی:
وقتی نیروهای امنیتی از فرماندهان خود سرپیچی کردند، به سرعت سقوط کرد (مانند بنعلی در تونس). در مصر نیز ارتش از سرکوب موفق خودداری کرد و نهایتاً را وادار به استعفا نمود. در مقابل، در سوریه و لیبی، بخش عمدهای از ارتش وفادار ماند و درگیری دامن زد.
ماهیت اعتراضات: تظاهرات مسالمتآمیز و برانگیخت (مانند مصر و تونس) رژیم مشروعیت را به سرعت از بین برد و اجازه سرکوب کامل را نمیداد. اما در لیبی، اعتراضات به سرعت به درگیری مسلحانه تبدیل شد و راه را برای سرکوب خونین و جنگ داخلی باز کرد.
حمایت یا مداخله خارجی: در لیبی، مداخله نظامی ناتو به رهبری فرانسه، موازنه را به نفع مخالفان تغییر داد. در مقابل،
بشار اسد نیز تنها با حمایت نظامی و مالی از روسیه و ایران سالها در جنگ داخلی مقاومت کند.
محاسن شخصی دیکتاتور : بنعلی و با دیدن گستردگی اعتراضات و کاهش وفاداری ارتش، احتمالاً فرار از کنارهگیری و راه رفتن برای حفظ جان یا از عواقب بدتر دیدند. در مقابل، قذافی و اسد باور داشت که میتوانم با خشونت کامل اعتراضات را سرکوب کنند و حاضر به حضور نداشتند.
کناره گیری دیکتاتورها در بهار عربی، یک قاعده نبود، اما یک استثناء بود که شرایط بسیار خاصی داشت.
در این دوره، اکثر رهبران به جای کنارهگیری، به سرکوب متوسل شدند. تنها زمانی که دو شرط اصلی تضعیف وفاداری نهادهای امنیتی و گسترش فراگیر اعتراضات مسالمتآمیز شد، کنارهگیری اتفاق افتاد (تونس و مصر). در سایر موارد، رهبران با تکیه بر وفا بخشی از ارتش و استفاده از خشونت، مقاومت کردند و کشور را به ورطه درگیریهای طولانی کشاندند.
