چرا تمامیت‌خواهان از جنبش دانشجویی، معلمان و نهادهای صنفی وحشت دارند؟

      دیدگاه‌ها برای چرا تمامیت‌خواهان از جنبش دانشجویی، معلمان و نهادهای صنفی وحشت دارند؟ بسته هستند

کامبیز نوروززاده

یازدهم دی ۱۴۰۴

تمامیت‌خواهی بیش از هر چیز از جامعه‌ای می‌ترسد که بتواند بدون خشونت،بدون منجی و بدون دخالت خارجی خودش را سازمان دهد.به همین دلیل است که جمهوری اسلامی دانشگاه را امنیتی می‌کند،معلمان را اخراج می‌کند و تشکل‌های صنفی را جرم‌انگاری می‌کند،نه از موضع اقتدار،بلکه از موضع هراس.
هراس از جامعه‌ای که می‌آموزد بدون رهبر منجی،بدون خشونت و بدون اتکا به قدرت‌های بیرونی،خود را سازمان دهد و مطالبه کند.

اگر قرار است چرخهٔ خشونت در ایران تکرار نشود،راه آن نه سرکوب بیشتر است و نه انفجار کور.راه، تقویت جامعهٔ مدنی مستقل است:دانشگاهِ مطالبه گر،تشکلِ صنفیِ امن و امکان اعتراضِ سازمان‌یافته و غیرخشونت‌آمیز.این نهادها خشم را به سیاستِ مسئولانه تبدیل می‌کنند،هزینهٔ تغییر را کاهش می‌دهند و مانع آن می‌شوند که آینده میان استبداد داخلی و مداخلهٔ خارجی دست‌به‌دست شود.به همین دلیل است که تمامیت‌خواهان از آن‌ها می‌ترسند،چون جامعهٔ مدنی نه فقط امروز را نقد می‌کند،بلکه آینده‌ای کم‌خشونت‌تر و انسانی‌تر را ممکن می‌سازد.
از همین‌جاست که دشمنی هم‌زمانِ حکومت و اپوزیسیونِ تمامیت‌خواه با تشکل‌ها و چهره‌های داخل کشور قابل فهم می‌شود.برای حاکمیت،جامعهٔ متشکل تهدید مستقیمِ انحصار قدرت است،برای اپوزیسیونِ اقتدارگرا نیز،کنشگرانِ مستقل مانع پروژه‌های رهبری‌محور و از بالا هستند.هر دو، به‌دلایل متفاوت،با جامعه‌ای دشمن‌اند که میدانند خودش میتواند فکر کند،شبکه بسازد و بدون قیم عمل کند.به همین دلیل است که تشکل‌های صنفی،جنبش‌های دانشجویی و چهره‌های ریشه‌دارِ داخل کشور توسط حکومت سرکوب می‌شوند و توسط مخالفین تمامیت خواه حکومت یا نادیده گرفته می‌شوند و یا تخریب میگردند و دستور کار هر دو گروه بی اعتبار کردن فضای مبارزان داخل کشور با انواع دروغ و انگ است.چون قدرت واقعی تغییر نه در شعارهای بلند بلکه در همین پیوندهای مدنیِ پایدار و پیشا تشکیلاتی نهفته است.