
پروندهسازی علیه هاشم خواستار با شکایت اجباری یک زندانی که خود میگوید “اهل شکایت نیستم”
پرونده جدیدی به نام «ضرب و جرح عمدی» علیه آقای هاشم خواستار، تشکیل شده است، پروندهای که نه بر پایه یک درگیری واقعی، بلکه اساساً ساخته و پرداختهٔ وزارت اطلاعات و نتیجهٔ «اجبار» یک زندانی دیگر برای طرح شکایت است؛ زندانیای که صراحتاً اعلام کرده بود: «من اهل شکایت نیستم؛ این اتفاق غیرعمد بود.»
این پروندهسازی، ادامه همان حادثهای است که روز اعلام خبر سقوط بشار اسد در بند سیاسی زندان وکیلآباد رخ داد؛ جایی که هاشم خواستار، پس از شنیدن خبر فرار دیکتاتور سوریه، با حالتی شاد و در حال زمزمه از اتاق بیرون آمده بود. همین شادی کوچک، موجب برآشفتگی مأموران و وکیلبندهای نزدیک به مدیریت زندان شد و در نهایت، به حملهای از پشت سر به هاشم خواستار منجر گردید.
روایت دقیق ماجرا به گزارش منابعی موثق
– آقای خواستار برای گرفتن آب جوش از اتاق بیرون آمدند.
– در مسیر، آرام با خود زمزمه میکردند و از سقوط اسد خوشحال بودند.
– یکی از زندانبانها و وکیلبندها این خوشحالی را «برنتافتند» و از پشت به آقای خواستار حمله کردند.
-در اثر هلدادن، فلاکس از دست هاشم خواستار رها شده، به دیوار خورده و شکسته است.
در همین لحظه، آقای ابوالفضل رابط بیدختی—فردی که اکنون «شاکی» معرفی شده—در حال عبور از مسیر بوده است.
منابع در گزارش میگویند:
«این آقا اصلاً کاری نداشت؛ شاید فقط میخواست خوشخدمتی به زندانبانها بکند، ما نمیدانیم. اما چند قطره از آب جوشِ فلاسک شکسته روی دستش ریخته؛ همین.»
بلافاصله پس از حادثه، زندان بهجای رسیدگی به حمله اصلی از پشت سر به آقای خواستار، فشار بر این زندانی را آغاز میکند.
به گفتهٔ منابع ” موثق :
«به ابوالفضل رابط بیدختی گفتند باید شکایت کنی. او گفته بود من اهل شکایت نیستم، بیاختیار بود، من دیدم آب جوش بیاختیار ریخت. اما مجبورش کردند که شکایت کند. و برای ایجاد صحنهسازیِ سریع، در حالیکه برای اعزام سایر زندانیان به پزشکی قانونی معمولاً یک یا دو ماه آنان را معطل میکنند، این فرد فوراً به پزشکی قانونی فرستاده شد تا پروسه پرونده سازی علیه هاشم خواستار کامل شود.
در دادگاه چه گذشت؟
جلسهٔ رسیدگی در ابتدا برای ۱۲ مهر ۱۴۰۴ تعیین شده بود اما ناگهان به ۱۳ مهر—«روز جهانی معلم»—جابجا شد؛ روزی نمادین که عمداً انتخاب شد تا حکم ظالمانه را دقیقاً در روز معلم صادر کنند.
در جلسه:
– شاکی و وکیل او حضور داشتند.
– هاشم خواستار به دادگاه منتقل نشد.
– و نهایتاً حکم علیه او صادر گردید.
این نحوهٔ رسیدگی، بر اساس استانداردهای حقوقی، بهطور کامل اصل دادرسی عادلانه را نقض میکند.
درخواست برای انتشار فیلم دوربینهای زندان
تمام نقاط بند سیاسی و راهروها در زندان وکیلآباد دوربین دارد، فیلم درگیری، حمله از پشت سر، شکستن فلاسک و نحوهٔ ریختن قطرات آب جوش، همگی ضبط شده است، اما زندان این فیلم را پنهان کرده است.
پنهانکردن این فیلم، خود بهتنهایی تأییدی است بر اینکه آنچه رخ داده یک حادثهٔ اتفاقی و دفاعی بوده، نه جرم عمدی.
آنچه در این پرونده دیده میشود، نه یک شکایت واقعی، بلکه بهکارگیری یک زندانی بیتقصیر بهعنوان ابزار فشار و ساخت یک پروندهٔ امنیتی برای زیر فشار قرار دادن اسوه مقاومت و نماینده معلمان مبارز و آزادیخواه ایران است.
شاکی صراحتاً گفته است: «من اهل شکایت نیستم؛ این اتفاق غیرعمد بود.»
اما وزارت اطلاعات، با اجبار، تهدید، اعزام فوری به پزشکی قانونی و چینش صحنهٔ قضایی، یک «اتهام» را جایگزین یک «حقیقت» کرده است — حقیقتی که در صورت انتشار فیلم دوربینها، همه آن را خواهند دید.
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن حمایت همه جانبه از هاشم خواستار به عنوان یک معلم زندانی و از بنیانگذاران کانون صنفی معلمان خراسان و شورای هماهنگی تشکل های صنفی ،خواهان آزادی این معلم مبارز و مقاوم از زندان و پایان پرونده سازی برای ایشان است .
