سلیمان اسماعیلیان/معلم بازنشسته
من یک معلم هستم با تمامی عواطف و احساساتی انسانی که یک انسان مسئول و دلسوز باید داشته باشد . من می فهمم که مرگ دانش آموز و جای خالی او تا چه اندازه می تواند اندوهبار و غم انگیز باشد. وقتی نیمکتی خالی می
شود، سری از میان سرهای خندان هر روزه کم می شود؛ وقتی چهره ای شاد و دوست داشتنی از جمع مشتاق دوستیها و زیبائیها و آرزوهای زندگی حذف می شود؛ نیمکت خالی این یگانه میراث گویا و تکاندهنده ی کلاس، هر لحظه و هر ساعت درس، بر سر معلم آوار می شود. و آموزش و پرورش و وطن پرستی برای معلمی که همکاران و دانش آموزان بسیاری را از دست داده است، معنا و مفهوم عملی خود را از دست داده است.
نان و معیشت که تا دیروز دغدغه ی اصلی معلمان بود، اینک به خون و درد آغشته است. درد و رنجی پایان ناپذیر که زندگی را به کام همه ی ما تلخ نموده است. معلم ما درک می کند که عشق و دوست داشتن و سایه ی شوم مرگ و قیچی کردن بال پرواز یعنی چه ؟ او به خوبی می داند آگاهی و اندیشه چیست و سر به نیست شدن یعنی چه ؟ بر اساس این اصل انسانی، معلم ما دیگر آن آدم سر به راه سابق نخواهد بود. همه چیز زندگی و خوشبختی به هم ریخته است.
مرگ ! مرگ است. می خواهد فرزند یک کارگر، پاکبان یا شهردار شهر یا فرزند تن فروش یا فرزند نیروهای مسلح باشد. برخی از دانش آموزان خود من فرزندان نیروهای امنیتی بودند. دانش آموزان را نمی توان از هم متمایز نمود. آنها آلوده به دنیای پلید و خباثتبار نیستند. مرگ کودکان و نوجوانان بی تقصیر و بی گناه اجتماع انسانی قابل تفکیک نیستند. مرگ دانش آموز ما ربطی به هیچ خدای فقر و منصب و مقامی ندارد. وجود و روان زلال و لطیف انسانیش ، مأمن و شاهراه تمامی صفات و وجنات انسانهائی است، که انسانیت و عشق به انسان را بیش از تمامی مقدسات می فهمند و پذیرای آن هستند.
مرگ دانش آموزان مرگی عادی و بر اثر یک بیماری و یا یک تصادف تراژدیک و حتی ناشی از رفتن به جبهه نیست. آنها بیرحمانه و با سفاکی تمام به قتل رسیده اند. و همین فاجعه ی خونبار، روح و روان معلمان و کلیت اجتماع را به آتشی از خشم و نفرت مبدل ساخته است ، که دادخواهی نخستین آغاز زندگی خواهد بود.
امیدوارم معلمین و مردم ما بتوانند از کباب قناریها بر آتش سوسن و یاس شاملو درس بگیرند و بتوانند با عزمی استوار و در طی افت و خیزها و تحولات آینده خود را به گونه ای باز آفرینی نمایند، که نقشی همدل و همراه و بسیار متحدانه برای فردائی بهتر رقم بزنند.
