من یک معلمم…😔😔😔

      دیدگاه‌ها برای من یک معلمم…😔😔😔 بسته هستند

مهناز مرادی آموزگار ناحیه ۲ اهواز

من یک معلمم …
اما مدتی است زیر بار گرانی و حقوق ناچیز، دیگر چیزی از من نمانده.
صبح‌ها با بغض از خواب بیدار می‌شوم و شب‌ها با فکر نداشتن به خواب می‌روم.
سه چهار سال است که حتی نتوانسته‌ام یک کیلو گوشت بخرم…
شرم دارد گفتنش، اما این واقعیتِ تلخِ زندگی من است.
افسرده‌ام، نه چون کم‌طاقتم،
بلکه چون هر روز باید میان آبرو و گرسنگی یکی را انتخاب کنم.
چطور می‌شود با ذهنی پر از قرض و شرمندگی، پای تخته رفت و از امید حرف زد؟
گاهی همکاران ومسولان ریاکار و رشوه گیراداره خود را می‌بینم که در راهپیمایی‌ها فریاد مقاومت سر می‌دهند…و همیشه صف اول راهپیماییهای حکومتی هستن

و من فقط در دلم می‌گویم:
کاش کسی برای زنده‌ماندن ما هم فریاد می‌زد.
من معلمم نه قهرمان، نه سیاستمدار.
فقط انسانی‌ام که خسته است،
از فقر، از بی‌عدالتی، از اینکه معلم بودن شده مترادفِ نداشتن
ما معلمان چیزی بیشتر نمی‌خواهیم…
فقط می‌خواهیم زندگی کنیم. همین.