فریادهای خاموش، مقاومت‌های زنده

✍️ اسماعیل عبدی

مقدمه: مقاومت در عصر پاک‌سازی حافظه

در تحلیل‌های معاصر علوم اجتماعی، زندان صرفاً مکان سلب آزادی فردی نیست؛ بلکه نهادی سیاسی و نمادین است که به مهندسی حافظه جمعی و بازتولید روابط قدرت می‌پردازد. در جوامعی که شکاف طبقاتی و اقتدارگرایی ساختاری تثبیت شده، زندان به آینه‌ای بدل می‌شود که میزان تحمل نظام سیاسی در برابر مقاومت مدنی را آشکار می‌کند.
حوادث اخیر پیرامون زندان اوین – از حمله موشکی و آوار سنگین بر جان انسان‌ها تا انتقال تحقیرآمیز زندانیان به مکان‌هایی فاقد حداقل استانداردهای بهداشتی و امنیتی – مصداقی روشن از پروژه‌ای عمیق‌تر است: تلاش برای پاک‌سازی نمادهای مقاومت، حذف حافظه مبارزات جمعی و بازنویسی تاریخ بر اساس منطق قدرت.
وقتی زمزمه‌های تغییر کاربری اوین به مراکز تجاری و تفریحی شنیده می‌شود، پیام روشن است: «مقاومت را فراموش کنید، تاریخ را خاموش کنید». اما جامعه‌ای که حافظه خود را از دست بدهد، قدرت مقاومت و بازسازی خود را نیز از دست خواهد داد. پایداری تاریخی، همان بازداشتن قدرت از حذف حافظه است.

چارچوب حقوقی: قوانین چه می‌گویند؟

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۳۹: «هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده باشد، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است.»
آیین‌نامه سازمان زندان‌ها، ماده ۱۱۳: «زندان‌ها باید مجهز به امکانات بهداشتی و درمانی کافی بوده و شرایط زندگی زندانیان به نحوی باشد که کرامت انسانی آنان محفوظ بماند.»
اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماده ۵: «هیچ‌کس نباید مورد شکنجه یا رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز قرار گیرد.»
میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، ماده ۱۰: «با همه اشخاصی که از آزادی محروم شده‌اند باید با انسانیت و احترام به شأن ذاتی شخص انسانی رفتار شود.»
انتقال زندانیان در شرایط غیرانسانی، محرومیت از خدمات درمانی، زنجیر کردن انسان‌ها و قطع تماس آنان با خانواده، نقض آشکار این قوانین داخلی و تعهدات بین‌المللی است. این وضعیت نشان می‌دهد که دفاع از زندانیان، نه فقط یک امر اخلاقی بلکه وظیفه‌ای حقوقی و مدنی است.

چرا امروز باید بایستیم؟

زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی نمایندگان همان ارزش‌هایی‌اند که هر جامعه‌ای برای زیست شرافتمندانه بدان نیاز دارد: عدالت، آزادی، برابری و کرامت انسانی. آنان معلمان، کارگران، زنان، دانشجویان و فعالانی هستند که به‌جای سکوت، انتخاب کردند که بایستند و سخن بگویند؛ و اکنون به دلیل همین انتخاب، در زنجیر و زیر آوار تحقیر قرار دارند.
بی‌تفاوتی در برابر رنج آنان، یعنی پذیرش این پیام که «اعتراض جرم است و عدالت‌خواهی خطرناک». سکوت، فقط زندان را تنگ‌تر نمی‌کند؛ سکوت، تاریخ را پاک می‌کند و آینده را به اسارت می‌برد.

مطالبات ما در فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران:

۱. توقف فوری هرگونه تغییر کاربری زندان اوین به‌عنوان بخشی از حافظه تاریخی مقاومت مردم ایران.
۲. انتقال زندانیان به محل‌هایی ایمن و انسانی، در چارچوب اصل تفکیک جرائم و رعایت آیین‌نامه سازمان زندان‌ها.
۳. تشکیل هیأتی مستقل و مردمی برای بررسی وقایع حمله و نحوه انتقال زندانیان.
۴. تضمین حقوق اولیه زندانیان، از جمله دسترسی به خدمات درمانی، وکیل و تماس با خانواده.
۵. آزادی فوری زندانیان بیمار و سالخورده، براساس اصل عدم تحمل کیفر (ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری).
۶. آزادی بی‌قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی، صنفی و مدنی که صرفاً به دلیل تلاش برای آزادی و عدالت در بند هستند.

فراخوان انسانی
من، اسماعیل عبدی، معلم و کنشگر صنفی، که خود تجربه زندان را از سر گذرانده‌ام، به‌خوبی می‌دانم که رنج زندانی، فقط رنج او نیست؛ این زخم، زخمی بر پیکر جامعه است.
با توجه به اعدام‌های اخیر، آزار سیستماتیک زندانیان و فرستادن آنها به انفرادی همراه با ضرب و شتم و انتقال‌های ناعادلانه، بدیهی است اگر امروز از کرامت آنان دفاع نکنیم، فردا کرامت همه ما زیر سؤال خواهد رفت.
از شما مردم شریف، فعالان صنفی، دانشجویان، کارگران، زنان و همه آنان که باور دارند «انسان شایسته زندگی در کرامت است» می‌خواهم با امضای این کارزار، صدای جمعی ما را بلندتر و رساتر کنید.
یادمان باشد: مقاومت با اتحاد زنده می‌ماند و فراموشی، بزرگ‌ترین پیروزی استبداد است.

با احترام و همبستگی
اسماعیل عبدی – معلم و کنشگر صنفی

لینک امضا:
https://forms.gle/QksTfqtabigYm5zbA