ضرورت تداوم خرد نهاد های صنفی-مدنی(کانون های بازنشستگان،انجمن های فرهنگی، هنری،محیط زیستی ..)

      دیدگاه‌ها برای ضرورت تداوم خرد نهاد های صنفی-مدنی(کانون های بازنشستگان،انجمن های فرهنگی، هنری،محیط زیستی ..) بسته هستند

تیمور باقری گورکانی

مقدمه:
– جوامع نوین،الزامات و اقتضائات زیست جمعی خود را طلب می کند.دنیای معاصر ،زندگی شادمانه ، عالمانه و آزادانه را بر زندگی غمگینانه ،جاهلانه وظالمانه ارجح می دارد.برای رسیدن به نقطه مطلوب همگانی،ابزار ونهاد های-عرفی و قانونی-نیازمند است.اقشار و حرف اجتماعی، بنا به تعریف و کارکرد ذاتی_ حرفه ای شان،دارای پیشینه و پشتوانه ی معتبر تجربی و تاریخی و شغلی است.با ازدیاد جمعیت وگذر زمان،پیچیدگی و تنگنا های زندگی مدرن،بیش از پیش نمایان شده است.

-کانون های مستقل آموزش و پرورش

مدارس نوین،که نسبتا ساختارمند ،از اصلاحات ناصری شروع و دانشوران وملیونی -چون امیرکبیر،میرزا یحیی دولت آبادی،میرزا حسن رشدیه و …-تعالی و توسعه وسامان و سازمان یافت. در دوره های بعد هم با فراز و فرود اما پرشتاب توسعه یافت .لذا آموزش و پرورش نظام مند گردید و «معلمی» به عنوان «حرفه ی رسمی » معرفی شد.

آموزش نوین،معلمان آگاه،حمایت های مردمی و حاکمیتی،عنصر تعیین کننده در تحولات کشورهای توسعه یافته و مدرن و صنعتی است.
لذا با این نگاه ، معلمان،اهالی فضل و دانش جایگاه ویژه ای دارند.

-دارالمعلمین،دانشسرا های مقدماتی و عالی و سایر مراکز آموزشی و تربیتی،در گذشته های دور،در تحولات و گسترانیگی بذر آگاهی سهم بسزائی داشته آند.از زمانی که «سیاست» ,«قدرت» و «ایدئولوژی» حرفه ی معلمی را مطابق ذائقه خویش تعریف کرد،تا جائی که «مبلغی»,«معلمی» را نشانه گرفت،سیر نزولی و عدم تأثیرگذاری این نهاد، در درازمدت نمایان شد.

-کانون های مستقل بازنشستگان آموزش و پرورش

ادای احترام ویژه- به آنانی که جدول عمر گرانمایه شأن را کلاس، دانش آموز،تخته سیاه و …پر کرد و به افتخار بازنشستگی نایل امدند-دارم.
کانون های بازنشستگان آموزش و پرورش،علی القاعده باید،بر آمد حضورمعنوی و مادی آحاد بازنشسته باشد و سیاست راهبردی خویش را از خرد جمعی و هم اندیشی اهالی فصل و دانش عاریت
گیرد چرا که روزگارانی خرد جمعیت ها(جامعه دانش آموزی)را رهبری کرده اندآموزش،اخلاق،تقویت روح همبستگی جمعی-سرمایه های کلان اجتماعی،فرهنگی و…-را نشر و انشای نموده اند،چگونه است پژواک صدای مطالبه گری شأن شنیده نمی شود؟؟!!ا

در رخوت متاثر از بی اعتنایی حاکمیت به نهاد های صنفی-مدنی سطح حضور بازنشستگان در مواقع تاثیرگذار،به حداقل می رسد؛آنگاه به جای نهادهای پیشرو و مطالبه گر، نهادهای «زرد» شکل می گیرد که خصوصیات آن ؛اطاعت محض از فرامین اداری،پیروی از برنامه های کلیشه ای- که فاقد روح همبستگی،تکرار سیکل معیوب روند،ودخالت نهاد های غیر پاسخگو حتی در فهرست داوطلبین-می باشد.این رویکرد،کانون های علی الظاهر مستقل را به«محفلی مطیع»تبدیل می کند.

-سوگیری کانون های بازنشستگان-اعضا این صاحبان اصلی کانون و صندوق-به تعالی و توسعه و رفاه نسبی،نیاز مبرم به برنامه،تعهد و صداقت دارد که برونداد آن می تواند:

-ایجاد جلساتی مشورتی با اعضا(علاوه بر مجمع)،درخواست و مشاورت آنان در سیاستگذاری های راهبردی

-گزارش شفاف،عینی و عمومی-از گردش مالی،فرهنگی،سیاحتی…،به اعضا که حاصل آن اعتمادوتوسعه را به دنبال دارد.

-تشکیل هسته هایی از صاحبان دانش و تخصص از میان اعضا که علاوه بر حمایت ، نظارت هم در پی داشته باشد.

-استقبال و تقویت از منتقدان دلسوز،نه تنها روند رشد کمی و کیفی را تضمین می کند بلکه راه را بر هرگونه حرکت چراغ خاموش و منفعت طلبانه می بندد.