صدای مخاطبین

      دیدگاه‌ها برای صدای مخاطبین بسته هستند

روایت یک دبیرستان در سنندج جلسه‌ای که به ترس ختم شد

صبح مدرسه عادی شروع شد، اما ساعتی بعد همه‌چیز تغییر کرد. یک روحانی، مدیرکل آموزش‌ و پرورش و چند نیروی امنیتی وارد مدرسه شدند. دانش‌آموزان را به سالن بردند و درها بسته شد. فضای سالن سنگین بود. وقتی یکی از دانش‌آموزان خواست برای رفتن به سرویس بهداشتی بیرون برود، اجازه داده نشد. همین کافی بود تا اضطراب در چهره‌ها موج بزند.

گفته شد «تریبون آزاد» است؛ هرکس حرفی دارد بزند و مطمئن باشد که صحبت‌ها از مدرسه بیرون نمی‌رود. اما سکوت سالن طولانی شد. هیچ‌کس داوطلب نشد.

سرانجام یکی از دانش‌آموزان سکوت را شکست:
«ما با شما حرفی نداریم؛ هم‌سن‌وسال‌های ما کشته شده‌اند.»

پاسخ، کوتاه و قاطع بود: آن‌ها «تروریست» بوده‌اند و کشته شدنشان توجیه شد.

با اصرار حاضران، دو دانش‌آموز دیگر هم صحبت کردند. روایت‌هایشان تفاوتی نداشت؛ آن‌ها هم از خشم و سوگ نسل خود گفتند. پاسخ‌ها اما همان بود: توضیحاتی امنیتی، همراه با تصویرسازی از «دشمن».

جلسه تمام شد، اما ماجرا نه. پس از پایان برنامه، از مدیر مدرسه خواسته شد اسامی دانش‌آموزانی که صحبت کرده بودند اعلام شود. مدیر ابتدا طفره رفت و گفت به خاطر ندارد. در نهایت، پس از مشورت با معاون، دو نام دیگر ارائه شد.

از آن روز، فضای مدرسه دیگر شبیه قبل نیست. برخی دانش‌آموزان با مشورت معلمان تصمیم گرفته‌اند مدتی به مدرسه نروند. ترس در راهروها جریان دارد؛ ترسی که از یک «تریبون آزاد» آغاز شد و به نگرانی از پیامدهای حرف زدن ختم شد.