✍🏼مریم کبیری
بازداشت و انتقال تحقیرآمیز مسعود فرهیخته، معلم و فعال صنفی خوشنام فرهنگیان، بار دیگر زخم عمیقی بر پیکر جامعه آموزشی کشور وارد کرد. دستبند و پابند بر دستان و پاهای یک معلم، نه نشانه عدالت، بلکه سندی آشکار از بیاعتنایی به کرامت انسانی و پایمالکردن شأن معلمی است.
روز سهشنبه ۲۵ شهریور، در جریان برگزاری مجمع فوقالعاده شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان در شهرضا، نیروهای امنیتی با یورش به محل جلسه، مسعود فرهیخته و جمعی از نمایندگان صنفی فرهنگیان را بازداشت کردند. فرهیخته پس از چند روز بازداشت در شهرضا، روز پنجشنبه ۲۷ شهریور، با دستبند و پابند از اصفهان به کلانتری شماره ۱۱ کرج منتقل شد. او پیشتر به اتهام «اجتماع و تبانی» به سه سال و نیم زندان محکوم شده بود، اما طبق اعلام شعبه اجرای احکام دستگاه قضایی کرج به ایشان که دو بار جهت اجرای حکم خود مراجعه نموده بود تا پایان شهریور اجرای حکم به تاخیر افتاده و تا آن تاریخ نیازی به مراجعه مجدد به دادگستری جهت اجرای حکم نبوده است. تناقض آشکار میان تصمیمات قضایی و اقدام امنیتی اخیر، تنها پرسشی بر زنجیرهی بیقانونیها میافزاید.
آنچه این رویداد را به مسئلهای ملی بدل کرده است، نه فقط اصل بازداشت، بلکه رفتار تحقیرآمیز با یک معلم شریف است؛ معلمی که نه مجرم اقتصادی است، نه عامل فسادی اجتماعی. او تنها صدای بهبود معیشت فرهنگیان و ارتقای سطح آموزش کشور بوده است. در حالی که نام بزرگترین اختلاسگران و غارتگران اقتصادی با حروف اختصاری در رسانهها پنهان میشود و برای تبرئه متهمان اخلاقی بهانههای عجیب و موشکافانه تراشیده میشود، یک معلم را با غل و زنجیر در خیابانها میگردانند؛ تصویری که وجدان عمومی را جریحهدار و اعتبار حاکمیت را بیش از پیش فرسوده میکند.
بازداشت و انتقال فرهیخته، در حقیقت توهین به شأن معلمی و آموزش است؛ همان جایگاهی که همواره بهعنوان «شغل انبیا» عنوان شده است. این اقدام نه تنها نقض آشکار حقوق صنفی و شهروندی است، بلکه پیامی منفی به نسل جوان و خانوادههایی میدهد که معلم را الگوی اخلاق و آگاهی میدانند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان، این بازداشت را «ظالمانه و غیرقانونی» دانسته و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط مسعود فرهیخته و همه معلمان در بند شده است. واقعیت این است که سرکوب معلمان و فعالان صنفی، نه مشروعیت دارد و نه پایدار خواهد بود. جامعه فرهنگیان و نیروهای آگاه اجتماعی، چنین رفتارهایی را لکه ننگی بر کارنامه عدالت میدانند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، جامعه ما نیازمند احترام به کرامت معلم و شنیدن صدای حقطلبانه اوست. سکوت در برابر این بیحرمتیها، نه تنها خیانت به آموزش و آینده کودکان این سرزمین است، بلکه زمینهساز گسترش بیاعتمادی و خشم اجتماعی خواهد بود. مسئولان باید هرچه زودتر این بیعدالتی را جبران کنند؛ زیرا معلمی که دست بسته و زنجیر به پا به زندان میرود، نماد تمام دانش و آگاهیای است که در زنجیر اسارت گرفتار شده است.
