اختصاصی شورای هماهنگی
در هفتههای اخیر، در مدرسهام شاهد یک سری حوادث بودم که نگرانکننده و پر از تنشهای امنیتی بود. در یکی از روزهای عادی، نیروهای بسیج وارد مدرسه شدند و به ظاهر در حال توزیع شیرینی و صحبتهای مذهبی بودند. یکی از دانشآموزان به آنها گفت که دین شما دین کشتار است .این جمله باعث عصبانیت یکی از آنها شد. او ناگهان چادر خود را درآورد و با عصبانیت به سمت دانشآموز رفت، صدای بلندش تمام فضای مدرسه را پر کرد. من در این لحظه سعی کردم جو را آرام کنم و به او گفتم که این دانشآموز هنوز بچه است. اما او ادامه داد و در نهایت صحبتهای بیربطی از خود گفت و بعد از یک مدت طولانی از مدرسه رفتند.
چند روز بعد، یکی دیگر از اعضای بسیج وارد کلاس شد و از دانشآموزان خواست که به جشنهایی که آنها ترتیب دادهاند بروند. او شروع کرد به تکرار جملات درباره خوبیهای دین و وضعیت ایران. دانشآموزان به او پاسخ میدادند و واضح بود که آن فرد حتی نام دانشآموزی را که هفته قبل به او پاسخ داده بود، به یاد دارد.
در یک لحظه، آنها از دانشآموزان خواستند که شماره تلفنهایشان را بدهند. یکی از دانشآموزان که به شدت ترسیده بود، تحت فشار قرار گرفت. من بلافاصله متوجه شدم که این رفتار در حال آسیب رساندن به اوست و سریعاً وارد عمل شدم تا جلوی این اتفاقات را بگیرم. با وجود اینکه این موضوع به ظاهر یک اتفاق معمولی به نظر میرسید، من شاهد لرزش پای دانشآموز در هنگام درخواست شماره تلفن بودم و بلافاصله متوجه شدم که باید مداخله کنم.
علاوه بر این، شنیده بودم که این افراد صداهای دانشآموزان را ضبط میکنند، که این موضوع به شدت نگرانکننده است. در چنین شرایطی، متوجه شدم که فضای مدرسه به شدت امنیتی و سرکوبگر شده است. این اتفاقات نه تنها برای دانشآموزان ایجاد اضطراب کرده، بلکه تأثیرات منفی بر روی سلامت روانی آنها گذاشته است.
نام مدرسه و معلم راوی نزد کانال شورای هماهنگی محفوظ است و راستی آزمایی لازم برای صحت سنجی این روایت انجام شده است .
