خون و قیام

      دیدگاه‌ها برای خون و قیام بسته هستند

 اصغر حاجب / فعال فرهنگی

عهد نانوشته
مردمان ایرانی،
تنوعی برآمده از وحدت،
ریشه‌ای مشترک که به باغی ماندگار در تاریخ بدل شده است.
هر مکان، رنگی از تاریخ؛
هر زبان، نغمه‌ای از فرهنگ؛
و هر دل، ریشه‌ای در خاک،
ریشه‌ای در خاک، ریشه‌ای در جان.
بادها آمده‌اند و گذشته‌اند،
فصل‌ها رنگ عوض کرده‌اند،
و ریشه‌ها در عمق تاریخ،
یکدیگر را یافته‌اند،
پیوند خورده‌اند و به هم آویخته‌اند.
از زاگرس تا البرز،
از کویر تا کرانه‌های دریا،
هر شاخه به شاخه‌ای دیگر پیوند خورده است،
هر برگ به برگ دیگر آویخته است،
هر نور به نور دیگر تابیده است.
این باغ نه با یک گل، که با باهم بودن شکوفا می‌شود؛
و این باهم بودن نه تصادف تاریخ، که عهدی نانوشته میان دل‌هاست،
عهدی نانوشته میان دل‌ها، عهدی پایدار میان جان‌ها.
هرگاه یکی خم شد، دیگری سایه شد؛
هرگاه یکی شکست، دیگری امید را صدا زد؛
هرگاه یکی خفت، دیگری چراغ شد،
هرگاه یکی رفت، دیگری راه شد.
هر گاه فریاد ضحاک بود غریو آرش رساتر شد.
هر گاه صدای چکمه های استبداد آمد مصدقی فریاد برآورد.
ایران‌،
نه فقط مرزی بر نقشه،
که خانه‌ای در حافظه‌ی قرن‌هاست،
خانه‌ای که نامش با همه‌ی صداها، با همه‌ی رنگ‌ها،
یک صدا ، یک دل ،یک جان با فریاد بلند آزادی سرداده می‌شود.

هوای ایران
توفانی ست؛
فریاد در گلوهای خسته،
فریاد در مشت‌های گره کرده،
فریاد آزادی
که در باد می‌پیچد
از کوه به دشت می‌رسد.
این خاک
زیر بار ظلم خم شده
اما هرگز به زانو درنیامده،
شهرها زخم‌دار اما ایستاده،
خیابان‌ها شاهد قدم‌هایی‌
که از ترس عبور کرده‌اند.
چشم‌ها بیدارند،
صداها لرزان اراده‌ای استوار،
درختان را شکسته‌اند اما ریشه‌ها نه،
رودها را بسته‌اند اما راه دریا هنوز در خاطر آب جاری است.
هر سنگ خاطره‌ای از خون دارد،
هر کوچه نام آزادی را از بر .
این خاک
تاریخ ایستادگی است،
سرزمین نه گفتن به فراموشی و خاموشی.
هر بار که افتاده
با زخم برخاسته،
هر زخم نشانی از شرافت .

در دل این تاریکی
نوری در حرکت ،
دانه‌ای در دل خاک،
بی‌قرار رویش،
از همدلی، از آگاهی، از فریادهای مشترک
که دیگر خاموش نخواهد شد.
و نخواهد بخشید.
از این فریاد
جنگلی خواهد رویید؛
جنگلی از انسان‌های آزاده
که سایه‌اش سراسر این سرزمین را خواهد گرفت.

آن روز
تن زخمی این سرزمین التیام خواهد یافت؛
استبداد فرو خواهد ریخت ،
نه با سکوت، که با حقیقت،
نه با فراموشی، که با آزادی.
و جهان خواهد دانست
ایران زمین، با همه ی زخم‌هایش،
هرگز تسلیم نمی‌شود.

هان ای:

غنچه های در خون غلتیده؛
قطره قطره شهد وجودت صنوبر آزادی را آبیاری خواهد کرد.