خطاب به آنان که هنوز در سوی نادرست ایستاده اند ( مزدوران وجاش ها)

      دیدگاه‌ها برای خطاب به آنان که هنوز در سوی نادرست ایستاده اند ( مزدوران وجاش ها) بسته هستند

یلدا سردشتی / معلم

اکنون لحظه‌ی انتخاب است؛ لحظه‌ای که هر انسان، فارغ از گذشته‌اش، باید تصمیم بگیرد در کدام سوی تاریخ می‌ایستد. اگر روزی ناچاری، فریب، ترس یا هر عامل پایان‌ناپذیری تو را در برابر مردم قرار داد، بدان: این نگران‌کننده است، اما هنوز دیر نشده است.
تاریکی تو را لمس کرده، اما بر تو چیره نشده. راه بازگشت هنوز بسته نیست.
مردم ما با حافظه‌ای زخمی، اما زنده، ایستاده‌اند؛ خشمی انباشته دارند، نه برای انتقام کور، بلکه برای ساختن فردایی آزاد. این خشم، پیش از آن‌که زهر باشد، مرهم است؛ مرهمی هشداردهنده برای آنان که سایه‌ی ستم را پناه خود کرده‌اند، برای کسانی که با ماندن در کنار ظلم، در آستانه‌ی استحاله افتاده‌اند. هشداری از دل حافظه‌ای که دیده، سوخته، اما هنوز می‌خواهد ببخشد.
اگر برای لقمه‌ای نان، یا از سر ترس، در کنار ظلم ایستاده‌ای، امروز صدای مردم، صدای آشتی است. «جاش» و «مزدور» نام‌هایی هستند که گذشته بر دوشت نهاده؛ نام‌هایی که در سایه‌ی آن‌ها به‌سختی نفس کشیده‌ای. اما آینده را خودت می‌نویسی. هویتت را خودت پاکیزه می‌کنی: با بازگشت، با پشیمانی، با کنش. نه برای اثبات به دیگران، بلکه برای رهایی خود از سکوتی خفه‌کننده.
ما این‌گونه ارمغانِ دوست‌داشتن‌مان را به شما هدیه می‌کنیم:
به صف مردم بازگردید؛ پیش از آن‌که فریادها به خنجر بدل شوند و نگاه‌ها به شعله‌ی سوزان داوری. پیش از آن‌که نامتان در حافظه‌ها نه با رهایی، که با خیانت همراه شود و داوری آیندگان برایتان شرم و آه به‌جا بگذارد.
صدای مردم هنوز صدای دعوت است، نه انتقام. اگر شجاعت بازگشت دارید، این آخرین پنجره هنوز گشوده است. بازگشت شما گامی‌ست برای پیوستن دوباره به مردم، برای ساختن، ترمیم و رهایی.
بیایید با هم بنویسیم:
پایان خیانت؛ آغاز شرافت.
آخرین مهلت، آخرین دعوت.