جمعه‌ی آبیدر؛ همبستگی و مقاومت در برابر سیاست حذف و سرکوب

✍🏼 شیوا عاملی‌راد

۷ شهریور ١٤٠٤ در کوه آبیدر، کوردستان بار دیگر صحنه‌ی مقاومت و همبستگی شد. این حضور نه تنها فریاد جمعی همبستگی بود، بلکه یادآوری و نیز تکرار تاریخی مردمانی است که دهه‌هاست در برابر سیاست حذف و سرکوب ایستاده‌اند و هنوز ستون‌های جنبش آزادی‌خواهی را استوار نگه داشته‌اند.

مشارکت گستردە و آگاهانە لایه‌های مختلف جامعه در میدان مقاومت، از زنان و کودکان تا کارگران و بازنشستگان، بار دیگر نشان داد که کوردستان قلب تپنده‌ی مبارزه و پایگاه قدرتمند جنبش‌های اجتماعی دمکراتیک است. این حضور گسترده، بازتاب خواست پایدار مردم برای آزادی و عدالت اجتماعی است که در تن و جان زندگی روزمره، آموزش و سیاست تجلی می‌یابد و ظرفیت شکل‌گیری حرکت‌های مستقل و اثرگذار مردمی را به نمایش می‌گذارد.

در برابر اقدامات سرکوبگرانه رژیم، حمایت‌های مدنی و صنفی چشمگیری شکل گرفته است. بیانیه‌های فراوان حمایتی از سوی انجمن‌های صنفی فرهنگیان و دیگر تشکل‌های مدنی داخل ایران منتشر شده و اعتراضات گسترده‌ای توسط فعالان مدنی برگزار شده است. تجمعات و صعودهای نمادین کوهنوردان انجام شد و تک‌تک این حمایت‌ها، با همتی جمعی، جلوه‌ای روشن از همبستگی اجتماعی و مقاومت مردمی را نشان داده است.

سرکوب اخیر معلمان در شهرهای مختلف کوردستان با صدور احکام متنوع، خشونتی درهم‌تنیده علیه معلمان، ملت‌های به حاشیه رانده و زنان* و تلاشی سیستماتیک برای خاموش کردن صدای فعالان مدنی و صنفی را آشکار کرده است. در این روند، شماری از فعالان صنفی معلمان با احکام سنگین مواجه شده‌اند: اخراج دائم از کار برای مجید کریمی، غیاث نعمتی، کاوه محمدزاده، امید شاه‌محمدی، هیوا قریشی، پرویز احسنی و جهانگیر بهمنی؛ بازنشستگی اجباری برای نسرین کریمی، لیلا زارعی و سلیمان عبدی؛ انفصال از خدمت برای لقمان‌الله مرادی، صلاح حاجی‌میرزایی، شهرام کریمی و لیلا سلیمی؛ و تبعید فیصل نوری. این احکام نه تنها حقوق اولیه معلمان را پایمال می‌کند، بلکه پیام روشنی از سرکوب سازمان‌یافته و تهدید علیه هرگونه مطالبه عدالت و آزادی در کوردستان و ایران ارسال می‌کند.

این سرکوب گسترده، به‌ویژه علیه زنان معلم، نمونه‌ای روشن از تلاش سیستماتیک برای محدود کردن نقش فعالان زن در آموزش و جامعه است: حکم اخراج دائم سمیه اخترشمار از مریوان او را از هرگونه فعالیت آموزشی و صنفی محروم ساخت و نمادی از فشار مضاعف علیه زنان معلم شد. نمونه‌های دیگر، مانند محکومیت مسعود فرهیخته‌ از استان کرج به پنج سال زندان، نشان می‌دهد که سیاست هماهنگ دستگاه‌های امنیتی و اداری علیه معلمان و فعالان صنفی در سراسر کشور اجرا می‌شود.

نقش معلمان کوردستان، در طول دهه‌ها، فراتر از مطالبه‌های صنفی بوده است. آنان ستون‌های اصلی آموزش و آگاهی، حافظان عدالت اجتماعی و حلقه‌های اتصال مردم با جنبش‌های آزادی‌خواهانه بوده‌اند. قدرت سازماندهی‌جمعی و شبکه‌سازی در کوردستان، آن را به موتور محرک خیزش‌های نو و‌ جریان‌های اجتماعی تبدیل کردە است.

در آستانه سالگرد قتل حکومتی ژینا و صدها کودکی که به دست حکومت به قتل رسیدند، برگزاری تجمعات گسترده در کوردستان نشان از زندە بودن جنبش ژن، ژیان، ئازادی است. این حضور فعال کوه آبیدر تا سقز، و حمایت گسترده‌، از هرسین، اسلام‌آباد، کرمانشاه، آذربایجان، قزوین، تهران و فارس و دیگر مناطق، نشان می‌دهد که کوردستان به‌عنوان محور مهمی از همبستگی و حمایت مدنی در مبارزه برای آزادی عمل می‌کند و ظرفیت نهفته این منطقه در پیشبرد خواسته‌های دمکراتیک و عدالت‌خواهانه را آشکار می‌کند.

کوردستان بیدار است؛ جایی که اراده مردم، سازنده‌ی آزادی و عدالت است.

پیام ۷ شهریور ۱۴۰۴ مردم کوردستان به حکومت روشن بود؛ صدای زنان، مردان و معلمان کوردستان و مبارزی آنها برای تحقق عدالت اجتماعی و تحکیم اتحاد اجتماعی را نمی‌توان خاموش کرد. امروز بار دیگر کوردستان نشان داد که سکوت نخواهد کرد؛ معلمان و فعالان صنفی، زنان و مردان، ستون‌های مقاومت‌ هستند، مقاومتی کە در آن مردم با همدلی و اتحاد خود، می‌توانند خیزشی سراسری و تحول‌آفرین را رقم بزنند. این مقاومت، میراث جنبش ژینا و نتیجه سال‌ها سرکوب، تهدید و مبارزه برای عدالت است و پیام روشنی برای همه کسانی دارد که به دنبال خاموش کردن صدای مردم هستند. امروز کوردستان بار دیگر نشان داد کە سرکوب و ارعاب نمی‌تواند میل و اراده برای آزادی را خاموش کند.