بیانیه کانون معلمان اسلامشهر در محکومیت اعمال فشارهای غیر قانونی بر مسعود فرهیخته

      دیدگاه‌ها برای بیانیه کانون معلمان اسلامشهر در محکومیت اعمال فشارهای غیر قانونی بر مسعود فرهیخته بسته هستند

مسعود فرهیخته عضو کانون معلمان اسلامشهر ،معلم و فعال مدنی،فردیست که به صبر و سازگاری و استواری مشهور است.در کنشگری مرز جعلی نمی سازد‌.بهانه تراش نیست.لبخند همیشگی اش از صفای باطنش حکایت دارد.آرزویی که همیشه بیانش می کند این است که حاکمیت به چنان عقلانیتی برسد که در پرتو دموکراسی و اجرای قانون و آزادی،آموزش و پرورش معنای واقعی خود را بیابد و در نتیجه، درِ زندان ها بسته شود‌.زندان ها تبدیل به مدارسی شوند که عمر و نشاط و آینده دانش آموزان را تباه نکند .مدارسی که به معنای واقعی،مدرسه باشند و این وظیفه ذاتی حکومت است.اکنون مسعود فرهیخته ،محبوس یکی از همان زندان هاست.جایی که دخمه توصیفش کرده است‌.دخمه ای بدون امکانات.شوربختانه در خانه، آن ” یک کس” که بشنود نیست تا ” یک حرف” بسش باشد.مخاطب فریاد ما آن زندان بان نیست که بگوید ” مامورم و معذور” .روی سخن ما با مسئول بند و زندان هم نیست.ما حاکمیتی را خطاب قرار می دهیم که بر سر شاخه نشسته و بُن می بُرد.
ای آنان که شهوت قدرت و شراب قداست ،خویشتنِ شما را از یادتان برده ،بدانید که این ملک و مملکت از آنِ مردم است.شما خادمان مردمید نه مخدوم.فردا ،در پیشگاه وجدانی که ندارید که هیچ،در برابر پرسش گرانی که خواهند پرسید :”مسعود فرهیخته را چرا زندانی کردید؟” چه خواهید گفت؟ جز یک مشت کلیشه ی نخ نما شده و بی اعتبار چه دارید؟ ما می دانیم که شما زندانیان امنیتی و سیاسی را جماعتی معاند و راه گم کرده می بینید که آرمان های پوشالی متوهمانه شما را به سخره گرفته اند.از ضابطان آتش به اختیار که بیشترشان بویی از فرزانگی و ادب نبرده اند تا دادستان ها و بازپرس ها و قضاتتان که جز معدودی،باقی حتی لحظه ای به عنوان” معلم” فکر هم نمی کنند و نه وجدان و اخلاق را می شناسند ،نه قانون و حتی شرعی که دائم بدان می آویزند.
مسعود فرهیخته معلمی شریف و کنش گری مسالمت جوست.هرگز سخنی نگفته که القای خشونت کند.هیچ بیت المالی را تصرف نکرده است.مزدوری و جاسوسی نکرده است که اگر مرتکب اینها شده بود هزار باره در بوق و کرنا کرده بودید و ایشان و سایر معلمان دادخواه و مطالبه گر را در رسانه های غیر معتبر و غیر ملی خودتان به عنوان دشمنان ملت و کشور معرفی کرده بودید‌.شما شهامت برگزاری دادگاه های علنی را هم ندارید.هر طور اراده کنید جلب میکنید.هر قدر بخواهید حبس موقت می کنید. وثیقه های سنگین تحمیل می کنید. اتهامات واهی وارد می کنید و زندانی می کنید و امیدوارید که ریشه مطالبه گری را بخشکانید و مردم از ” پرسش و مطالبه” دست بردارند .آرزومند این هستید که “معلم” سردمدار این جنبش نباشد.شما سوار بر اسب پشت برهنه ای هستید که عنانش از کفتان به در آمده است.ای خدایگان بی اعتبار ،مست از باده ی نخوت،تیغ ستم کشیده در تاریکی.ای خداوندان قدرت عاریتی!
ما خواستار برگزاری دادگاه‌های عادلانه و قانونی هستیم.ما خواهان آزادی مسعود فرهیخته و رفع اتهام از همه معلمان و کنش گران مدنی و سیاسی هستیم که به ناحق مورد ستم قرار گرفته اند.راهی ندارید جز به رسمیت شناختن” ملت”
پایان سخن این که:
چون صبح روشن است که خواهد ز دست رفت
فردا، عنانِ دولتِ پا در رکابتان

چندان که آفتاب تموزی شود پدید
این جلبکان سبز نگردد حجابتان

کانون معلمان اسلامشهر