در مقاطع حساس تاریخِ جنبشهای اجتماعی، همواره افراد و جریاناتی پیدا شدهاند که با نقاب دلسوزی پا به میدان گذاشتهاند، اما مأموریتشان چیزی جز تخریب اعتماد، تحریف واقعیت و پراکندن بذر بدگمانی نبوده است؛
جنبش صنفی معلمان نیز از این قاعده مستثنا نیست.
سالهاست که صدایی از بیرون مرزها، با نام محمد خاکساری، در هماهنگی آشکار با سیاستهای نهادهای امنیتی، به تضعیف تشکلها و چهرههای خوشنام صنفی مشغول بوده است.
خاکساری که دو دهه است از کشور خارج شده و هیچ حضوری در میدان واقعی آموزش یا فعالیت صنفی ندارد، با تکیه بر تریبونهای مجازی و بهرهگیری از گذشتهای تحریفشده و با زیرپا گذاشتن بدیهیترین اصول اخلاقی، میکوشد نقش سخنگوی جنبش معلمان را برای خود جعل کند. اما کارنامهی او در تمام این سالها چیزی جز اتهامپراکنی، جعل تاریخ، ساختن روایتهایی کاذب و تخریب منسجم فعالان مستقل صنفی نبوده است.
تجربهی دو دههی گذشته بهروشنی نشان داده که مأموریت او و جریانهای مشابه، نه دفاع از حقوق معلمان، بلکه تضعیف همبستگی، مشروعیتزدایی از نهادهای مستقل و اجرای سناریوهای دستگاههای امنیتی در قالبی به ظاهر منتقدانه است.
آنها همان گفتمان قدرت را، این بار با زبانی به ظاهر صنفی، بازتولید میکنند.
کانون صنفی معلمان با هدف روشنگری و تقابل با جریان تخریب، با صراحت اعلام میکند:
هر فرد یا جریانی در داخل یا خارج از کشور که از سوی بدنهی تشکلها انتخاب و تأیید نشده باشد، حق استفاده از عنوان نمایندگی یا سخنگویی تشکلها را ندارد. سوءاستفاده از نام شوراها و کانونها برای پیشبرد اهداف شخصی یا امنیتی، خیانت به اعتماد جمعی معلمان است.
ما باور داریم که:
۱.استقلال تشکلها، حاصل سالها هزینه، زندان، تبعید و محرومیت است.
۲.اتحاد درونی، تنها سرمایهی ماندگار جنبش صنفی است.
کانون صنفی معلمان، ضمن هشدار نسبت به فعالیتهای تخریبی افرادی چون محمد خاکساری، از همهی همکاران آگاه میخواهد که با هوشیاری و همبستگی، اجازه ندهند پروژهی امنیتیِ انشقاق در صفوف معلمان فرصت رشد و موفقیت پیدا کند.
کانون صنفی معلمان ایران(تهران)
۱۴۰۴/۷/۲۶
