ده اکتبر (۱۸ مهر ماه)
✍️ثریا نور/ معلم
مصادف است با روز جهانی سلامت روان و روز جهانی لغو مجازات اعدام به دلیل همزمانی این دو مناسبت کنجکاو شدم بدانم آیا ارتباطی بین آمار بالای مجازات اعدام و به خطر افتادن سلامت روان در یک جامعه وجود دارد؟ سوالم را از هوش مصنوعی پرسیدم و پاسخی که گرفتم را برای مخاطبین محترم نقل میکنم:
تحقیقات و تحلیلهای جامعهشناسان و روانشناسان نشان میدهد که ارتباط قوی و منفی بین ترویج اعدام (بویژه اجرای پرشتاب و علنی آن) و خطر افتادن سلامت روان افراد جامعه وجود دارد.
این تاثیرات منفی میتواند از جهات مختلفی بر سلامت روان جامعه اثر بگذارد:
۱ـ عادی سازی و ترویج خشونت
*کاهش حساسیت: تکرار و ترویج صحنههای اعدام یا اخبار ان میتواند منجر به عادیسازی خشونت در جامعه شود.
*انتقامجویی به جای عدالت: این روند به جای ترویج فرهنگ صلح و حل مسالمت آمیز اختلافات، حس انتقام و خشونت را در میان شهروندان تقویت میکند و این خود عاملی برای افزایش خشونتهای فردی در اینده است.
*خشونت نهادینه: اجرای اعدام بعنوان یک خشونت قانونی میتواند به شکلگیری نوعی ترس اجتماعی و خشونت نهادینه شود.
۲ـ ایجاد اضطراب و ترس جمعی: افزایش ناامنی: انتشار گسترده اخبار اعدامها، بویژه در شرایط تنش اجتماعی میتواند منجر به افزایش اضطراب و ترس در میان عموم مردم شود.
*احساس تحقیر جمعی: برخی تحلیلها نشان میدهند که نمایش خشونت در فضای عمومی میتواند اعتماد شهروندان به نهادهای حاکمیتی را کاهش داده و احساس تحقیر جمعی ایجاد کند.
*آسیب به جامعه خسته: متخصصان روان بر این باورند که تبعات منفی جاری شدن این احکام در جامعهای که با تنگناهای اقتصادی، معیشتی و اجتماعی درگیر است میتواند پیامدهای بسیار بدی بر روح و روان آن جامعه بگذارد.
۳ -تاثیر مستقیم روانی بر افراد درگیر
*خانواده محکومین: روان خانواده و نزدیکان فرد محکوم به اعدام از این مسئله شدیدأ آسیب میبینند و ممکن است هرگز به زندگی سالم بازنگردند.
*شاهدان اعدام: تماشاکنندگان اعدام، بهویژه کودکان، در معرض خطر ابتلا به مشکلات روانی جدی مانند اختلال استرس پس از سانحه (ptsd) قرار میگیرند.
*اجرا کنندگان: پرسنل زندان و مجریان حکم نیز ممکن است دچار آسیبهای روانی شوند.
جمعبندی: بسیاری از متخصصان، اعدام را بدلیل آثار آسیبرسان شدید ان بر سلامت روان عمومی جامعه و نقض اصول کرامت انسانی، مورد انتقاد قرار میدهند و خواستار حرکت به سوی لغو این مجازات هستند، این مجازات نه تنها بر فرد محکوم و خانواده او بلکه بر کل ساختار روانی و اخلاقی جامعه اثرات مخربی دارد.
با توجه به متن فوق که بدون درنظر گرفتن دلایل اعدامها از جمله حکومتی یا سیاسی٫ تجاوز٫ قتل عمد (زنکشیها یا قتلهای موسوم به قتل ناموسی، فرزند کشی و جرایم مرتبط با موادمخدر).
حال سوال مهم و اساسی ایناست؛ در کدامیک از دلایل فوق سلب حق حیات (اعدام)، بدون اثرات ویرانگر آن بر روح و روان جامعه نقش بازدارندگی داشته؟
آیا پژوهشی وجود دارد که از جهت حقوقی، روانشناختی یا جامعهشناسی بازدارندگی اعدام را نشان دهد؟
آیا تلاقی این دو مناسبت در یک روز که اولی با کیفیت بخشی به زیست انسان و دومی به سلب حیات انسان مرتبط است میتواند حاوی معنای خاص یا تلنگری برای وجدانهای بیدار باشد؟!
