✍🏼 ناهید رئوفی
هنوز در نامیدن اسم آنان مشکل دارم. چه بنامیمشان؟ کودکان استثنایی، کمتوانان یا کودکان متفاوت؟
نامشان مهم نیست، از این کودکان سخن میگویم:
کودکان استثنایی چه کسانی هستند؟ چگونه میتوان آنان را از کودکان عادی بازشناخت؟ چه کارهایی از عهدهی معلمان و سازمان آ.پ. و جامعه برای رفع نیازهای آنان برمیآید؟
“کودکان استثنایی کسانی هستند که برای شکوفا شدن استعدادهای بالقوهای که از آن برخوردارند، به آموزشوپرورش ویژهای نیاز دارند. آنان در یک یا چند جنبه از جنبههای زیر با اغلب کودکان تفاوت دارند و ممکن است دچار مشکلاتی از قبیل عقبماندگی ذهنی، ناتوانی در یادگیری، ناراحتیها و آشفتگیهای عاطفی، نقایص جسمانی، نقص در سخن گفتن، ناشنوایی، نابینایی و یا استعدادهای درخشان و تیزهوشی باشند که در اینجا مراد نظر کودکان تیزهوش و … نیست.”
بیتوجهی متولیان آموزشی بهخصوص وزارتخانهی مربوطه، کمبود امکانات مادی و نبود کادر متخصص موجب شده تا آموزش این فرزندان عزیز و معصوم آنگونه که شایسته است مورد توجه قرار نگیرد و اطلاع و شناختی از جدیدترین روشهایی که در حال حاضر در جهان وجود دارد، مورد غفلت واقع شود. روشهایی نظیر: مراقبتهای پزشکی، تربیتی، اجتماعی، روانشناختی، مهارتی، خودمراقبتی و بسیاری مطالب دیگر.
هدف عمدهی آموزشوپرورش مهارتهایی است که برای بقای آنان ضروری است و مهارتهای مربوط به مراقبت شخصی و خودیاری نیز بسته به اینکه میزان کمتوانی در چه حدی باشد، میتوان افراد را با شیوههای مختلفی آموزش داد.
آنچه بههرحال مسلم شده این است که قابلیتها و تواناییهای این کودکان هر اندازه که اندک باشد، از طریق اجرای برنامههای مناسب آموزشی میتوان توسعه داد و شرایطی را فراهم آورد که آنان از نظر جسمانی، عقلانی، عاطفی، اجتماعی و … بهتر رشد کنند.
توصیههایی در زمینهی کارهای آموزشی و طرز رفتار در کلاسها:
باید کودکان عادی را هم دلپرورش داد. احساس مسئولیت در قبال دیگری، نکتهی فراموششده در سیستمهای رقابتی و متمرکز است که حافظهمحوری و نمرهمحوری دو رکن اساسی آن است و مهربانی و توجه به دیگری و پذیرش تفاوتها جایی در آن ندارد.
[متأسفانه مشکلات عدیدهی معلمان، تنگنای معیشت فاجعهبار آنان نیز فرصتی برای پرداختن و مطالبهی این حقوق مسلم کودکان کمتوان از طرف کانونهای صنفی و معلمان باقی نگذاشته تا این چنین مورد بیتوجهی و ندیدهشدن قرار بگیرند.]
تشکیل جلسات اولیا و مربیان و تبادل اندیشهها و تجارب عملی اولیای این کودکان میتواند کمک بسیار مهمی برای بقیه باشد.
[در انتها کتاب مهمی در اینباره از تجارب مادری معرفی خواهد شد.]
آموزش ویژه، برنامهای که ابزارهای خاص و تجهیزات مخصوص و موردنیاز را فراهم کند؛ مثلاً برای کمبینایان یا نابینایان تهیهی کتابهایی که دارای خطوط درشت بوده یا با خط بریل نوشته شده باشند یا استفاده از نوارهای صوتی. امروزه انواع وسایل کمکآموزشی و کتابهای داستان با شرایط مناسب در بازار نشر منتشر شده که میشود با دقت و مشورت با نهادهای فعال کودکی تهیه کرد و توجه داشت که انتخاب اشتباه نتایج عکس به بار خواهد آورد.
هیچکدام از این اقدامات بدون تربیت و وجود معلمان آگاه، انساندوست، همدل و البته آموزشدیده و ویژه در این مورد نتیجهبخش نخواهد بود.
دربارهی تکتک روشها، شیوهها و محدودیتها و معلولیتها میشود مفصلتر صحبت کرد که امیدوارم معلمان و پژوهشگران دیگر در اینباره یاریگر باشند. در پایان با یاد و درود به معلمانی که در سراسر دنیا برای عدالت آموزشی و دفاع از حقوق دانشآموزان خود مبارزه کرده و میکنند.
درود میفرستم به جبار باغچهبان، بنیانگذار آموزش و مدارس کودکان ناشنوا و رنجهایش در اینباره. و درود بر ثمینه خانم باغچهبان، فرزند خلف ایشان که بعد از عمری طولانی و مفید و معلمی و نویسندگی برای کودکان ناشنوا در ۲۶ شهریور ۱۴۰۴ از دروازهی هستی گذشت و نام نیک خود را در تاریخ حک کرد.
