محمد حبیبی / سخنگوی شورای هماهنگی
یک .همین حالا طبق آمار رسمی خودشان برای سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴
حدود ۱۷۶ هزار نفر کمبود قطعی معلم اعلام شده
و بعضی کارشناسان عدد واقعی را بیش از ۲۰۰ هزار نفر میدانند؛
در همین استان تهران بعد از گذشت سه ماه از آغاز سال تحصیلی
همچنان کلاسهایی بدون معلم داریم .
دو .همین حالا طبق اعتراف مسئولان خودِ وزارتخانه، دهها هزار کلاس فرسوده و ناایمن در کشور داریم و برای نوسازی کامل مدارس فرسوده، به گفتهی مسئولان، صدها هزار میلیارد تومان بودجه لازم است که هیچ ردیف واقعی و پایدار برایش تأمین نشده؛ وقتی مدرسهی کانکسی، کپری و دیوارترکخورده هنوز واقعیت روزمرهی دانشآموز است، وعدهی «بهبود فضا و امکانات» بدون برنامه و بودجهی شفاف، فقط روکش تبلیغاتی روی یک ویرانی سیستماتیک است.
سه.وقتی میانگین حقوق معلم تماموقت حدود ۱۵–۱۶ میلیون تومان است و خودِ مسئولان، خط فقر شهری را حوالی ۳۰–۳۵ میلیون در ماه اعلام میکنند، یعنی معلمِ نانآور خانواده را رسماً زیر خط فقر نگه داشتهاند. تا نسبت حقوق معلم به خط فقر دو برابر نشود، این «با اطمینان میگویم» فقط تکرار رسمی یک وعده توخالی است، نه برنامهی واقعی بهبود معیشت.
چهار.همین الان دهها هزار معلم حقالتدریس و خرید خدمات با بدون بیمه و امنیت شغلی، زیر حداقل حقوق کارگری کار میکنند و سالهاست وعدهی «تعیین تکلیف» میشنوند؛ تا وقتی معلمِ رسمی را زیر خط فقر نگه میدارید و معلمِ حقالتدریس را هم مثل نیروی ارزان و موقت مصرف میکنید، حرف از «سروسامان پیدا کردن» تداوم استثمار این نیروها با گفتار درمانی و دروغ است .
