افشاگری درباره یک مهره امنیتی و صادراتی

ژیار محمدی؛ بازنشسته فرهنگی از سنندج

حدود بیست سال تا قبلِ بازنشستگی در دبیرخانه و بایگانیِ اداره‌کل آموزش‌وپرورش سنندج مشغول به کار بودم. در این سال‌ها آدم‌های زیادی از همکاران به اندازه‌ی موهای سرم آمدند و رفتند و من همه‌ی آن‌ها را فراموش کردم.
اما افراد کمی بودند که بعد از سال‌ها هنوز آن‌ها را به یاد دارم.
در این سال‌ها خانمی بود که تقریباً هر هفته به اداره می‌آمد و جلسات منظمی با حراست اداره داشت. تعجبم وقتی بیشتر شد که دیدم فرقی نمی‌کند چه دولتی سر کار باشد، اصول‌گرا یا اصلاح‌طلب و چه کسی مسئولِ حراست باشد.
این جلسات همیشه ادامه داشت.
یک‌بار از یکی مسئولانِ حراست که ارتباط دوستانه‌ای با من داشت، پرسیدم این خانم که هر هفته با شما جلسه دارد کیست؟
خندید و گفت، مدیر یک مدرسه‌ی غیردولتی در سنندج است. همکار خوبی است، گزارش‌های خوبی از مدرسه‌اش و معلمانِ کردستان در فضای مجازی به ما می‌دهد.
پرسیدم از قبال این گزارش‌ها چه سودی می‌برد؟
گفت، حتماً سودی می‌برد که خودش را این‌قدر به زحمت می‌اندازد…
خلاصه این‌که من بازنشسته شدم و دیگر این خانم را ندیدم تا بعد از اعتراضات سال ۱۴۰۱ دیدم آمده است در یکی از شبکه‌های فارسیِ خارج از کشور و به‌عنوان یک فعال صنفی معلمان صحبت می‌کند.
حقیقتاً خنده‌ام گرفت. با خودم گفتم یعنی بقیه‌ی کارشناسان این شبکه‌ها هم از جنس همین خانم سپیده صفاریان هستند؟
حقیقتش من دورادور فعالیت صنفیِ معلمان در کردستان را دنبال می‌کنم و برایشان احترام قائلم و دوستشان دارم.
خودم آدم شجاعی نیستم و از بازداشت و زندان می‌ترسم. اما دیدم مطالبی در کانالی که مال این خانم صادراتی و امنیتی است علیه همکارانِ صنفیِ کردستان نوشته شده است.
وظیفه‌ی خودم دانستم که به همه‌ی همکاران بگویم که خانم سپیده صفاریان تا وقتی در ایران بود، همکار ثابتِ حراست و نیروهای امنیتی بود و چه‌بسا حالا هم که از کشور خارج شده، در حال انجام مأموریت است.

 یادداشت‌ها و مطالب مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاه‌های شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمی‌کند.