مریم یحیوی/ فعال حقوق بشر
سالهاست که شاهد سرکوب معلمان، از اخراج و انفصال خدمت تا زندانی کردن این ستونهای آموزش و پرورش کشور هستیم. اخراج، انفصال و بازنشستگی اجباری ۱۴ معلم در کردستان اقدامی موردی یا صرفاً اداری نیست، بلکه بخشی از روندی سیستماتیک است که سالهاست بر نظام آموزشی ایران سایه افکنده. استفاده از ابزارهای اداری و امنیتی برای حذف معلمان منتقد و فعال، در حقیقت تلاشی است برای خاموش کردن صدای مستقل و فروکاستن آموزش به ابزاری برای بازتولید سکوت.
معلمان تنها آموزشدهنده نیستند؛ آنان کنشگران اجتماعی و فرهنگیاند که با تربیت نسل آینده و شکلدهی افکار عمومی، نقشی کلیدی در جامعه ایفا میکنند. در مناطقی چون کردستان
به دلیل قدرت سازماندهی و تشکل یابی
فعالین در همه عرصه ها ، حتی مطالبات صنفی،فرهنگی،محیط زیستی و… با سرکوب پیوند خورده و فعالیت مستقل همه تشکلها از جمله معلمان اغلب از سوی حکومت تهدیدی امنیتی تلقی میشود.
به همین دلیل، اخراج و سرکوب معلمان نه فقط اقدامی علیه افراد، بلکه کوششی برای جلوگیری از سازمانیابی جنبشهای صنفی و مدنی است.
چنین سیاستهایی پیامدهای ویرانگری دارند. در کوتاهمدت شاید سکوتی ظاهری ایجاد کنند، اما در بلندمدت موجب تضعیف کارآمدی نهادها و گسترش بیاعتمادی عمومی میشوند. معلمان و دانشآموزان هر دو متضرر میگردند: وقتی معلمی صرفاً به دلیل پیگیری حقوق صنفی یا بیان نقد کنار گذاشته میشود، دانشآموزان درس تلخ دیگری میآموزند؛ اینکه حقیقت گفتن خطرناک است و عدالت در ساختار رسمی جایی ندارد.
ترس از اخراج یا سرکوب، امنیت شغلی و خلاقیت معلم را نابود میکند و آزادی فکری در آموزش را از بین میبرد. در نتیجه، کیفیت آموزش افت میکند، استعدادها دلسرد یا مهاجر میشوند و جامعه در چرخهای از عقبماندگی آموزشی و فکری گرفتار میشود.
این وضعیت همچنین با اصول ابتدایی عدالت اجتماعی و حقوق انسانی که پایه هر نظام آموزشی سالم و مردمی است، در تضاد است.
حق دسترسی همگان به آموزش باکیفیت بر پایه شکوفایی شخصیت و کرامت انسانی ، امنیت شغلی و آزادی بیان معلمان، آزادی تشکل ها و فعالیت های سندیکایی ،نه امری خارجی و بینالمللی، بلکه حق بنیادین مردم و شرط پیشرفت جامعه است. دفاع از این حقوق، دفاع از جامعهای عادلانه و از آموزش انسانی و آزاد برای همه است.
بنابراین دفاع از معلمان کردستان یا هر نقطه دیگر ایران، صرفاً اقدامی صنفی نیست؛ بلکه دفاع از حق بنیادین جامعه به آیندهای روشن و آموزش با کیفیت برای همه است. سیاستهای سرکوبگرانه نه بحران آموزش را حل میکنند و نه جامعه را پیش میبرند؛ بلکه امید به عدالت و پیشرفت را تضعیف کرده و بنیانهای آینده را میسایند. فرزندان ما سزاوار آیندهای روشن و معلمانی شجاعاند که بتوانند بیهراس، حقیقت را به آنان بیاموزند.
