رتبه بندی با طعم تحقیر، مژگان باقری

بالاخره پس از یک سال فعالیت پیگیر معلمان کنشگر، لایحه رتبه بندی تصویب شد و به صورت قانون درآمد. نه بازداشت های غیرقانونی فعالان صنفی و نه تهدیدهای بی شمار معلمین از طرف حراست ادارات هیج تاثیری در اراده ی معلمان آگاه و شجاع نداشت. آنها عزمشان را جزم کرده بودند تا لایحه رتبه بندی را که بیش از یک دهه در بایگانی دولت های مختلف خاک می خورد تبدیل به قانون مصوب مجلس کنند. پس از تصویب این قانون، وزارت آموزش و پرورش موظف شد آیین نامه اجرایی رتبه بندی را بنویسد، اما از آنجایی که کارشناسان وزارتخانه نه سواد کافی برای این کار داشتند و نه درک اجتماعی از شرایطی که قشر فرهنگیان در آن قرار گرفته اند، آیین نامه به شکلی نوشته شده که جز آزار و تحقیر فرهنگیان نمی توان برداشت دیگری از آن داشت.‌ به عنوان مثال شاخص های کیفی که قابل تبدیل به عدد و رقم نیستند و یا شرکت در شورای دبیران مدرسه و حتی عضویت در بسیج فرهنگیان به عنوان معیارهای رتبه بندی در نظر گرفته شده است! مطابق با این آیین نامه فرهنگیان می بایست حاصل بیست و چند سال تلاش صادقانه را با کاغذهایی بارگذاری کنند که در طول این سال ها جمع کرده اند و بسیاری از آنها هم از بین رفته است.
اما تاسف بارتر از این آیین نامه، لحن تهدیدآمیز یکی از مسئولان وزارتخانه به نام آقای نجار است.‌ ایشان درفایل صوتی چند دقیقه ای فرهنگیان را تهدید کرد که فرصت بارگزاری مدارک تا ۱۵ شهریور می باشد و پس از آن تا پنج سال دیگر از رتبه بندی خبری نیست. این فایل صوتی نشان دهنده زوال وزارتخانه ای فرهنگی است که چنین افرادی سکان دار آن هستند.‌ سال ها پیش بنده خدایی در توصیف چنین افرادی نوشته بود: این آقایان به جای کار فرهنگی، کار سرهنگی می کنند! لحن تهدید و خشونت از ابزار کار نیروهای امنیتی و پلیس است نه مسئول فرهنگی. وقتی از بالاترین مقام وزارتخانه تا روسای نواحی هیچ زبانی جز تهدید و تحقیر معلمان نمی دانند ناچاریم چنین نتیجه بگیریم که این افراد یا نیروهای امنیتی هستند که به اشتباه وارد این سازمان شده اند و یا تفکر امنیتی بر ذهنیت آنان تسلط دارد. مسئولانی که از اولین تجمعات معلمان برای آنها خط و نشان کشیدند، حال که به لطف همین تجمعات و استقامت معلمان رتبه بندی تصویب شده است باز هم آنان را تهدید می کنند که اگر مدارک خود را بارگزاری نکنید تا پنج سال دیگر خبری از رتبه بندی نیست. غافل از اینکه همین معلمان اگر اراده کنند خیلی زودتر از پنج سال دیگر این مسئولین کم سواد را از عالی ترین مقامات وزارتخانه به جایی می فرستند که شایسته آنها باشد و آنگاه افرادی آیین نامه را خواهند نوشت که نه بودجه رتبه بندی را ارث پدر خود می دانند و نه معلمان را افرادی اضافی و نان خور که برای اضافه کردن چندرغاز به حقوق آنها اینگونه تحقیرشان کنند.
اما من و همکارانی که مانند من فکر می کنند تا آن زمان صبر می کنیم و مرعوب تهدیدهای امثال نجار نمی شویم و شان معلمی خود را با بارگذاری مدارک بی ارزشی که کمترین تاثیری در بهبود کیفیت آموزش و پرورش نداشته است پایین نمی آوریم.
در آخر روی سخنم با همکارانی است که با بهانه های مختلف از شرکت در تجمع سر باز می زدند اما این روزها برای بارگزاری مدارک از خواب و خوراک افتاده اند و بعضا متاسفانه به خرید مدرک از بازار روی آورده اند: یادتان می آید چگونه با نگاه عاقل اندر سفیه ما را نصیحت می کردید که این تجمعات تاثیری ندارد؟ یادتان می آید که از ترس تهدیدهای مدیران و حراست ادارات حتی روزهای تعطیل هم بهانه ای برای عدم شرکت در تجمعات داشتید؟
اکنون این رتبه بندی و این هم افرایش سه تا پنج میلیونی به حقوق شما. نوش جانتان. ارزش یک معلم خیلی بیشتر از این حقوق زیر خط فقر است. ولی یادتان باشد که برای تصویب قانون رتبه بندی معلمان زیادی هزینه داده اند و خانواده های زیادی رنج کشیده اند. یادتان باشد که هنوز معلمانی در بند هستند و حقوقشان قطع شده است. یادتان باشد تصویب رتبه بندی مدیون تجمع بازنشستگان عزیزی است که این قانون متاسفانه شامل آنها نمی شود.
یادتان باشد که ما معلمان هنوز مطالبات زیادی داریم که جز با همدلی و همگرایی همه فرهنگیان به دست نمی آید. مطالباتی همچون اصلاح قوانین مربوط به صندوق ذخیره فرهنگیان، بیمه، قانون خدمات مدیریت کشوری و …
و بالاخره یادتان باشد و یادمان باشد که با وجود مسئولانی که حتی در دادن بودجه مصوب مجلس به معلمان خساست می ورزند و طوری آیین نامه می نویسند که این پول به همه معلمان نرسد ما برای رسیدن به مطالباتمان راه درازی در پیش داریم که جز با اتحاد و پافشاری و استقامت همه فرهنگیان کوتاه نمی شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.