خوشا شیراز و وضع بی مثالش 🖊 عزیز قاسم زاده

در تجمعات ۱۴۰۰ معلمان، شیراز نمایش شکوه کنش‌گری ایران شد.
هزاران معلم در خیابان های شیراز به ویژه خیابان معدل شیراز خواسته های صنفی و مطالبات خود و نام معلمان زندانی و شعار معلم زندانی آزاد باید گردد را چنان طنین انداز کردند که پژواک این صدا به سراسر ایران رسید.
تصور می رفت این حجم از حضور معلمان، دست اندرکاران امر را بر آن دارد که این صداهای نجیب و شریف را بشنوند اما حضرات مترصد شدند تا فرصتی مغتنم برای خویش بیابند و از این صداهای حق خواهانه انتقام بگیرند و به خیال خام خود آن را به محاق ببرند. چنین شد که بوستان پر از عطر و گلی از دلیران صنفی را تنگ چشمانه یورش بردند و آنان را به حبس کشیدند. گلهایی که عطر دلپذیرشان نه اینک شیراز که ایران را عطر آگین کرده است.
مخرج مشترک تمامی این دستگیری ها چه قبل از تجمع چه در حین تجمع اعمال خشونت، توهین و تحقیر جامعه فرهیخته معلمی بوده است. گویی اینکه قانون در این ملک غریب ترین و عجیب ترین میراثی است که از مشروطه تا اکنون نه تنها مهملی برای تصمیم گیری های کم خطرتر و کم اشتباه‌تر نیست و استناد بدان نه تنها شرمساری بر چهره عبوس سرکوبگران نمی افکند، بلکه یادآوری آن نیز چنان ملالی در روح خشونت طلبشان می افکند که به هزار دستاویز خود را متصل می کنند تا از چنگ آن رهایی جویند. با توجه به این حجم از قانون ستیزی باید تاریخ کنش‌گری صنفی را در سالی که گذشت به پیش و پس از تجمع ۱۱ اردیبهشت تقسیم کرد.
یازده اردیبهشت را باید سرآغاز جدید سرکوب های تازه، گسترده و قانون شکنی افسارگسیخته در حق کنشگران صنفی ایران نامید.
۱۱ اردیبهشت، ۲۲ اردیبهشت و ۲۶ خرداد ۱۴۰۱ روزهای تلخی در حافظه جمعی معلمان ایران تا همیشه باقی است. چه که معلم ستیزان ایران در سراسر کشور با یورش به تجمعات قانونی، مسالمت آمیز و مطالبه محورانه معلمان، بسیاری از آنها را زندانی کردند و یا قبل از تجمع آنها را دستگیر کردند و برای ده ها کنشگر صنفی در سراسر کشور نیز پرونده ساختند.
#مژگان_باقری #محمد_عالیشوندی #اصغر_امیرزادگان #غلامرضا_غلامی_کندازی #حمید_عباسی #عبدالرزاق_امیری #محمد_علی_زحمتکش #ایرج_رهنما #بهنام_محمدی #مهدی_فتحی #ناصر_موسوی #زهرا_اسفندیاری #مراد_نوشادی #حسام_الدین_مظلومی #مرتضی_رشیدی #رمضان_ابونصری
بخشی از گل های معطر بوستان با طراوت معلمان شیرازند که هنوز از حبس رهایی نجسته اند. البته در شیراز معلمان بیشتری در طول این مدت بازداشت شده اند که برخی از آنها هم اکنون به قید وثیقه آزادند و در انتظار تشکیل دادگاه هستند. جامعه معلمان چنانچه به صد زبان و بیان همواره گفته است، نسبت به این بی قانونی ها معترض بوده و با حربه سرکوب نیز میدان مطالبه گری را ترک نخواهد گفت. حاکمیت نیز باید درس های نخوانده ی پاس نکرده در دلایل متقن ناکار آمدی سرکوب را آویزه گوش قرار دهد و طریقی دیگر را از سر گیرد. به هر سوی نظر کنیم بحران ناکارآمدی در فرایند تصمیم سازی های کلان موجب شکل گیری گسترده و روز افزون اعتراضات در سطوح مختلف جامعه شده است. راه حل آن را حاکمیت همواره در دو چیز جسته است:
نخست پاک کردن صورت مسئله و دوم سرکوب طراحان مسئله و موضوع. اما این امر هرگز نه تنها نتوانسته مطالبه گری را به محاق ببرد، بلکه به گسترش و تعمیق آن نیز یاری رسانده است.
در پایان این ابیات حافظانه را که بهتر از آن مصداقی برای توصیف یاران صنفی شیراز نیافتم، به معلمان آزاده زندانی شیراز تقدیم می کنم:

خوشا شیراز و وضعِ بی‌مثالش

خداوندا نگه دار از زَوالش

به شیراز آی و فیضِ روحِ قدسی

بجوی از مردمِ صاحب کمالش

که نامِ قند مصری برد آنجا؟

که شیرینان ندادند اِنفِعالش

صبا زان لولیِ شنگولِ سرمست

چه داری آگهی؟ چون است حالش؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.