بخشی از یادداشت «کی توان اندود خورشیدی به گِل (برای #مهدی_فتحی ائتلاف توامان شرافت و مقاومت) عزیز قاسم زاده

صدور حکم سنگین، بهت آور و شرم آور برای مهدی فتحی به طور هم زمان در روزهای اخیر، حکایت از تسلط رویه غیر قضایی برای سرکوب مطالبات معلمان می دهد.
اما معلمان ایران چنانچه ثابت کرده اند هرگز تسلیم فشارها نخواهند شد و از سوی دیگر چنین تهدیدها و احکامی بر مشکلات پیشین حکومت افزوده خواهد کرد و هرگز گرهی از کار فروبسته ی آنها نخواهد گشود.
اگر قضاوت را حسابی و عدالت را کتابی متصور باشد، چنین «قاضیانی» را باید «غازیانی» خواند که استقلال در قضاوت را به پشیزی نمی خرند و نه تنها حرمت قضاوت و عدالت را خدشه دار کرده اند که برای خویشتن خویش هم پشیزی حرمت قائل نیستند تا دریابند، آنچه که به قلم باید نگاشت، می بایست خردمندان را نیازارد و داوری را با دغل و ریا نیالاید که دردمند از آن شومی،نیاساید. درباره مهدی فتحی و عظمت روحانی و آموزگارانه رفتارش نکات بسیاری است که باید در نوبتی مستقل آنها را نگاشت.

قصد کردستند این گٍل پاره ها

که بپوشانند خورشید تو را

در دل کُه لعل ها دلال توست

باغها از خنده مالامال توست

مَحْرَمِ مَردیت را کو رُستَمی؟

تا زِ صد خَرمَن یکی جو گُفتَمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.