آی آدمها؛ برای #جعفر_ابراهیمی و بیدادی که بر او رفته است 🖊امراله نصرالهی

اما داوری آن سوی در نشسته است

بی ردای شوم قاضیان

ذاتش درایت و انصاف

هیاتش زمان…

(احمد شاملو)

لنین روزگاری از قول مارکس نقل می کند؛ ماهیت دموکراسی سرمایه داری این است؛ “هر چند سال یک بار به ستمکشان اجازه می دهند تصمیم بگیرند که از میان طبقه ی ستمگر چه کسی در پارلمان، نماینده و سرکوب کننده ی آنان باشد.”

و اکنون این قصه ی سرکوب ما ستمکشان است که در صحنه ی جهانی این نبرد طبقاتی زیر چتر سلطه ی سرمایه ی مالی با روبنای ارتجاع مذهبی اش تکرار می شود. این ائتلاف ارتجاع و سرمایه در جامعه ی دیروز و امروز ایران نیز برای حفظ منافع مالی خود همواره سرکوب را در دستور کار خود داشته است. جنبش معلمان که در زمینه ی خواسته های صنفی-آموزشی خود بر اصول مبارزه ای کلاسیک یعنی سازماندهی، تفکر اجتماعی و داشتن لیدرهایی در لایه های گوناگون آن گام نهاده و در این مسیر خواهان بازگشت حاکمیت به پایبندی به قوانین ناقص و علیل نیم بند خود هست، آنقدر توانسته است گفتمان قدرت تولید کند که دستان آهنین سرکوب قدرت حاکم را به سوی پیکره و بدنه اش روانه سازد. یکی از اعضای این بدنه که در تولید این گفتمان نقش داشته، جعفر ابراهیمی است. بازرس شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان ایران. کرد و کار جعفر از باورهای طبقاتی او برمی خیزد. طبقه ای تحت ستم نظام زنجیروار سرمایه. نگاه او به مسائل اجتماعی ریشه ای و پیکربندی شده است. طمانینه ی او در گفتن و شنیدن از باور به انسان بودگی سرچشمه می گیرد. در قاموس رفتاری او مدارا و تساهل به صورتی دینامیکی کاملا هویداست. در غیاب امر گفت و گو به مثابه ی رفتاری نهادینه و رایج در جامعه ی ما، او را می توان از مصداق های چنین دیالوگی در جنبش معلمان دانست. رادیکالیسم چپ گرایانه ی او نافی اندیشه ها و سلایق دیگر نیست. صد البته جایی که احساس کند اعلام موضع سرراست و قاطع داشته باشد کوچکترین مماشاتی نیز نمی کند. جعفر ابراهیمی در طبقه نگری خود حاشیه را بر متن ارجح می نهد. چرا که حاشیه به مراتب ستم کشیده تر، محروم تر و در فقر بیشتری دست و پا زده است. در میان رفقای جنبش شاید بتوان او را یکی از برجسته ترین منادیان همین حاشیه ی محروم در امر آموزش دانست. دفاع او از حقوق کودکان در سیستان و بلوچستان نمونه ای از این حاشیه باوری اوست. پژوهش ها و پیگیریهای او در امر آموزش کودکان آن جغرافیا نیز گواه روشنی بر مدعای بنده است. جعفر اصل سی قانون اساسی را که بر آموزش رایگان تاکید دارد مبنایی می داند برای دفاع از حقوق پایمال شده ی کودکان این سرزمین. زین میان حق با اوست اگر بر کودکان کار و محروم از تحصیل بلوچستانی تاکید ویژه تری داشته باشد. میزان این حساسیت چنان است که در شماره ی نخست گاهنامه ی اینترنتی “فراسوی کند و کاو” نوشته ای را به همین موضوع اختصاص داده است. او در این جنبش بی گمان سمبل فریادهای خاموش کودکان آن دیار نابسامان پور دستان است. سرزمینی که ظرف و زمانه ای از اساطیر و حماسه ی قومی ایران را به خود اختصاص داده و ستون ثقل ایرانشهر و نگاهبانان شایسته ا ی برای آن بوده است. اگر بگویم مانیفست جعفر در نوع کنشگری خود از آن جغرافیا مایه گرفته است بیراه نگفته ام. به راستی در همین جنبش کمتر کسی است که چون او وجه تراژیک آموزش کودکان و دانش آموزان آن مناطق را به ما و متولیان امر گوشزد کرده باشد. وجه مخرب و ویرانه ساز آموزش ایدئولوژیک در دیارانی اینچنین در شمایلی کریه تر خود را نشان می دهد. آموزشی به شدت ضد بشری رو به قعر و قهقرا. اتوپیایی از عقب ماندگی و فقیر سازی. بی شک جعفر با توجه به نگرش طبقاتی خویش بر این رخداد شکاف ساز میان طبقه ی فقیر و غنی درنگی ویژه داشته است. او صدای بی صدایان و فریاد خاموشان فرزندان صاحبان قلعه های رفته بر بادی است که روزی تاریخ زنده ای از حوادث دورانساز تمدنی بوده اند. نداگر دلسوز هر کودکی که ضجه هایش در دالان های هزار توی آموزش ایدئولوژیک مذهبی گم شد و کسی صدایش را نشنید. پیام آور دانش آموزانی بی نان، بی کتاب، بی دفتر. تصویرگر سوختگان بی چهره به تف سوزان آتش بیداد. تذکار دهنده ی غریقان در مرداب این آموزش بیعار و بیمار. افشا کننده ی دست های پنهان الیگارشی ثروت در وزارتخانه ای عقیم. آنان که آموزش رایگان را به زیر چرخ دنده های پولی سازی خود له نمودند. او را می نگرم که از زبان نیمای یوش در قفس بیدادگاه ردای شوم قاضیان یکسر فریاد می زند؛

آی آدمها

که بر ساحل نشسته شاد و خندانید

یک نفر در آب دارد می سپارد جان

یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند

روی این دریای تند و تیره و سنگین که می دانید

در چه هنگامی بگویم من؟

یک نفر در آب دارد می کند بیهوده جان قربان

آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید

نان به سفره، جامه تان بر تن

یک نفر در آب می خواند شما را…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.